زندگینامه
دکتر مصطفی رستم پور از آنجا که رشته کار و وظیفه اش در چهار چوبه کادر نیروی هوایی ارتش بود بعنوان سرگردی متعهد ،با تخصص پزشکی ، در کادر نظامی کار می کرد...
نوید شاهد کردستان:

دکتر مصطفی رستم پور دربیست و پنجم مرداد ماه سال 1333در شهرستان بیجار چشم به جهان گشود . پدرش محمد رستم پور از شعرای سرشناس گروس به تعلیم و تربیتش پرداخت و زمینه دانش طلبی اورا با تهیه امکانات تحصیل و تشویق و دلگرمی فراهم ساخت و مادر با ایمان و زحمتکش او با شور و شوق و علاقه وافر به فرزندش از هیچگونه ملاطفت و مهربانی در حق مصطفی ، کوتاهی و دریغ نورزید . پدر و مادر هردو دلبسته پسر و شیفته هوش و ادب و پشتکار ش بودند . از همان آغاز تحصیل ، استعداد و تلاشش را دریافتند و به کمال ذاتی و زیرکی خدادادیش پی بردند و با تشویق و ترغیب روز به روز ،استعداد نهفته اش را از قوه به فعلیت می رساندند.

مصطفی در تمام دوران تحصیل چه در دبستان و چه در دبیرستان دردرس و بحث ممتاز و در اخلاق و ادب سرافراز بود.معلم ومحصل،دبیرو همکلاسی ، او را دوست می داشتندو در ردیف اول کلاس می نشاندند و او بیشتر مطالب درس را از زبان معلم می آموخت و آنچه نمی دانست فورا" می پرسید و به سوالاتی که استاد از او می پرسید پاسخ صحیح می داد.

مصطفی روحیه ای لطیف و چهره ای گیرا و معصوم داشت ، در رفتار و کردار ، آرام و متین ، محجوب ، سنگین و با وقار بود. هرگز کسی را نمی آزرد و بدنبال بازیگوشی و شیطنت نبود . بیشتر اوقاتش را به مطالعه می گذراند . معمولا " بیشتر ساعات شب را به نوشتن و خواندن سپری می نمود و برای درک دقیق درس ، خود را به زحمت می انداخت . مصطفی تمام درسش را در محیط خانه ، حاضر و آماده میکرد . شهید رستم پور تحصیلات ابتدای، راهنمایی و متوسطه را در زادگاهش بیجار باتمام رسانید و به گرفتن مدرک دیپلم در رشته طبیعی نایل آمد

و در کنکور سراسری در رشته پزشکی (دانشگاه تبریز ) قبول شد و بعد از طی هفت سال تحصیل ، موفق به اخذ درجه دکترا گردید و در رشته جراحی قلب متخصص شد . همه با دیدگاه احترام به او می نگریستند و ابتکار و کار و هوشش را می ستودند. مدتی در بیمارستان فیروز گر تهران مشغول طبابت و امور جراحی قلب بود و شدیدا" علاقمند به گرفتن فوق تخصص در رشته خودش بود .

دکتر مصطفی رستم پور از آنجا که رشته کار و وظیفه اش در چهار چوبه کادر نیروی هوایی ارتش بود بعنوان سرگردی متعهد ،با تخصص پزشکی ، در کادر نظامی کار می کرد.

مقتضای زمان و نیازهای فراوان دوران جنگ ، بویژه مداوای مجروحان و جراحی آنان ، او را بیشتر محدود میکرد ، تا جایی که آرزوی فوق تخصص گرفتن را برای او به شکل " محال عادی " در آورده بود ولی سرانجام پس از تلاشها و توسلاتی ، تحقق این آرزو را مشروط به خدمت کردن مدت مدیدی در جبهه نمودند .

در همین ایام بود که عراق در حمله های خانمانسوز خود بر خلاف مقررات جنگ و تعهدات امور بین المللی ، از سلاحهای شیمیایی استفاده می نمود . و در یکی از این حملات در تاریخ 11/10/1364در جبهه سومار بر اثر مواد شیمیایی مجروح و جهت درمان و مداوا به کشور فرانسه اعزام و تلاشها و پیگیریها جهت مداوای وی مثمر ثمر واقع نگردید

در تاریخ 15/11/1365 بر اثر عوارض شمیایی در یکی از بیمارستان های شهر پاریس بدرجه رفیع شهادت نایل میگرددو پیکر مطهر ش پس از انتقال به ایران به طرز با شکوهی در میان هزاران نفر تشییع کننده ضمن اجرای مراسم نظامی ، با شور و شوکت کم نظیری و با آهنگ عزای نیروهای مسلح همراه با رژه نیروی هوایی در هاله ای از معنویت و صعود مقام والای انسانی با حضور مقامات دولتی اعم از لشکری و کشوری و توده های انبو ه مردم تهران از بیمارستان فیروزگر به مقصد زادگاهش بیجار تشییع گردید .

پس از انتقال به زادگاهش ، هزاران نفر از شهر و روستا پیرامون جنازه اش اجتماع نمودند و با احترام و عظمت کم نظیری پیکر آن پزشک فرزانه را به سمت گلزار مطهر شهداء تشییع نمودند و با غم و اندوه فراوان در شب جمعه 24/11/1365 به خاک سپردند.مسئولان بیمارستان فیروزگر تهران به پاس خدمات آن شهید ، بخش پنجم جراحی آن بیمارستان را به نام او نامگذاری کردند .شهید دارای یک پسر میباشد.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده