نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

عشق به وطن سرباز شهید

عشق به وطن سرباز شهید "بهمن ایجادی"

نوید شاهد – مادر شهید "بهمن ایجادی" درباره عشق فرزندش اینگونه بیان می‌کند: وقتی از او خواستم مرا تنها نگذارد و به جبهه نرود، بهمن در جوابم گفت: «تا به حال من هیچ کاری را بدون اجازه شما انجام نداده ام اما این بار باید بگویم من را ببخش. چون نمی‌توانم درس بخوانم و خانه بمانم در حالیکه دشمن و اجانب در حال تجاوز به کشورمان باشد. باید بروم تا از دین، خاک و ناموسم دفاع کنم».
از جهاد تا شهادت

از جهاد تا شهادت

نوید شاهد - در قسمتی از وصیت نامه شهید "ناصر دوستی" آمده است: آرزو داشتم که هزار جان داشته باشم و در راه خدا فدا نمایم تا هزار بار رضایت خدا را به جا آورم. با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) ریشه ظلم و ستم رژیم تاغوت خواهد خوشکید و سپاس خدای را که به من آگاهی بخشید تا با چنگ زدن به اسلام ناب محمدی در جهاد سازندگی به خدمت مشغول شوم. در ادامه شما را به خواندن زندگی و و صیت نامه این شهید بزرگوار دعوت می‌کنیم.
سماجت شهید «یحیی تیموری» در حل مشکلات مردم مثال زدنی بود

سماجت شهید «یحیی تیموری» در حل مشکلات مردم مثال زدنی بود

نوید شاهد - تربیت در روستا و آموزه های دینی صبر و استقامت شهید «یحیی تیموری» را در برابر مشکلات صد چندان کرده بود، برای رفع مشکلات روستا همواره پیش قدم بود و با مشورت و همکاری بزرگان روستا بهترن راه را برای عبور از موانع و مشکل پیدا می کرد و تا حصول نتیجه نهایی دست از تلاش بر نمی‌داشت، سماجت وی در حل مشکلات مثال زدنی بود.
مروری بر زندگی شهید منصور زنجانی

مروری بر زندگی شهید منصور زنجانی

نوید شاهد - شهید "منصور زنجانی" وقتی که به صف مجاهدان جان بر کف سپاه پاسداران پیوست با از جان گذشتگی و لیاقتی که از خود نشان داده بود جایگاه و محبوبیت خاصی در میان همرزمانش به دست آورده بود.
نماز شب، آسمانی شدن پدرم را آسان کرده بود

نماز شب، آسمانی شدن پدرم را آسان کرده بود

نوید شاهد - فرزند شهید "باقر احدزاده" از حال و هوای پدرش در دل شب اینگونه می گوید: نماز شب آسمانی شدن پدرم را آسان و وی را معراجی کرد، آنچنان در دل شب با خلوص نیت با معشوقش گفتگو می کرد، انگار سال‌هاست در انتظار او نشسته است.
ماجرای غیبت غیر موجه شهید

ماجرای غیبت غیر موجه شهید "حسین خزائی"

نوید شاهد – شهید حسین خزائی پدرش را در خواب می بیند و بخاطر عیبت دو روزه اش به او متذکر می شود و در عالم خواب به او می گوید: امروز که لازم است تو در سنگر باشی چرا به خانه آمدی و به سپاه برنمی‌گردی؟ اصلا هیچ توجیهی قابل قبول نیست و فردا خیلی دیر است باید همین آلان برگردی پیش همرزمانت آنها منتظر تو هستند.