نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
مرحوم ناصر یمین مردوخی کردستانی، شاعر‌ و روزنامه‌نگار و پیشکسوت عرصه رسانه و مطبوعات ایران، شعری در میلاد رسول مکرم اسلام دارد.
۰۵ آذر ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۱
ايشان هرچه اصرار كرد روي اين موضوع من هم طفره مي رفتم و روي نظر خودم پافشاري مي كردم و حاضر نبودم از حرف خودم ذره اي كوتاه بيايم
۲۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۴
علي اصغر توي يكي از مأموريت ها به سختي سرما خورده بود! يك شب دير وقت آمد به خانه، ساعت يازده و نيم شب بود، چون خواب بودم از روي ديوار پريده بود
۱۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۰
شهيد سبزيكار اعتقادات خاصي داشت، تمام اعمال و رفتار و گفتار ايشان براي ما الگو بود، او در نمازش آن طور كه شايسته ي خدا بود ظاهر مي شد و با خدا صحبت مي كرد.
۱۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۶
يك شب تابستاني من محافظ بيت حضرت امام خميني بودم، پست نگهباني من پشت بام خانه ي حضرت امام بود، هنوز يكي دو ساعت به اذان صبح مانده بود
۰۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۰
مي خواهم بچه ها را جمع كنم و درس اخلاق يادشان بدهم . علي اصغر بچه هارا جمع مي كرد، اول توي درس ها كمكشان مي كرد
۰۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۳
بابای من دروازه ­بان است / دروازه ­بانی فرز و عالی / سد می­کند دروازه‌ها را / با یک عصای خشک و خالی
۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۸
زمین سال هاست شاهد آمدن و رفتن انسان های زیادی است، میلیاردها انسان آمدند و رفتند و به جز عده ای محدودی، همه در گذر زمان محو شدند. آنان که ماندگار شدند کسانی بودند که همه چیز را در رضای خدا دیدند و از همه هستی خود در راه خدا گذشتند همانند امام حسین ع
۲۰ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۴
قهرمانان وقایع بزرگ از سال ها قبل انتخاب می شوند. برای رسالتی خاص برگزیده می شوند تا حماسه بیافرینند. رضا از همان قهرمانان بود که اول شفا یافت و بعد مدافع حریم عشق شد. اما این رشادت ها با حمایت یک زن نمایان می شود. در این شماره پای صحبت های همسر پاسدار شهید کارگر بزری نشستیم.
۱۸ آذر ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۵
احد خیلی با نظم و ترتیب بود. در نگهداری لباسهایش خیلی دقت می کرد حتی جورابهایش را طوری تا می کرد و داخل هم می گذاشت، که هم گم نشود و هم منظم باشند. مادرم هنوز هم جورابهای تا کرده ی دست برادرم را نگه داشته است.
۱۷ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۷