از مدرسه رفتن من خوشحال بود/ خاطراتی از شهید توفیق خضری نژاد
شهید توفیق خضری نژاد
نام پدر: خضر
نام مادر: بگم جان
محل شهادت: شهر بانه
شهید توفیق خضری نژاد در سال 1278 در شهر بانه به دنیا آمد. در دوران کودکی بر اثر فقر مالی و نبود امکانات نتوانست به تحصیل ادامه دهد و از همان دوران نوجوانی با کارگری برای این و آن زندگی را میگذراند. وی در دوران جوانی با دختر دینداری به نام بهجت ولی آقایی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج یک فرزند دختر بود به نام خدیجه.
وی در شهر بانه سکونت داشت. در سال 1359 گروهکهای ضد انقلاب، جنگی ناخواسته را به شهر تحمیل کردند. در اثر این درگیریها تعدادی از مردم مسلمان بانه به خاک و خون کشیده شدند. در همین درگیریها در روز چهارم اردیبهشت ماه سال 1359 خمپارهای به منزل مسکونی ایشان اصابت کرد و در اثر ترکش خمپاره این مرد فداکار به درجه رفیع شهادت نایل و به دلیل نبود امکانات و وضعیت غیرعادی شهر توسط همسایگان در گورستان روستای بوئین پایین به خاک سپرده شد و لالهای دیگر به دشت لالگان ایران زمین رویید. روانش شاد باد.
از مدرسه رفتن من خوشحال بود
پدرم فردی مهربان و دلسوز بود. او فردی دیندار بود و همواره ما را به رعایت دستورات الهی تشویق می کرد. او بسیار نیکوکار بود و به هرکسی که نیاز داشت کمک میکرد. ما وضع مالی خوبی نداشتیم. پدرم کارگری میکرد؛ از صبح تا شب کار میکرد و شب خسته و کوفته به خانه بر میگشت، اما هیچگاه در خانه خستگی خودش را بروز نمیداد. با اینکه وضع مالی خوبی نداشتیم وقتی هنگام مدرسه رفتن من فرا رسید، او به هر شکلی بود وسایل و مقدمات تحصیل من را فراهم کرد و با رویی گشاده و در حالی که بسیار خوشحال بود مرا به مدرسه فرستاد.
پدرم همیشه به من میگفت: سعی کن تا جایی که میتوانی درسهایت را خوب بخوانی تا با سواد شوی، آدم بی سواد نمی تواند حقایق دنیا را ببیند.
خاطرهای از خدیجهی خضری نژاد فرزند شهید