خاطره
سه‌شنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۰
اما او در مقابل حرفهای من برگشت و گفت من بچه ام و تو پیر و توانائی رفتن به جبهه را نداری پس چه کسی از میهن اسلامی که مورد حمله و هجوم دشمن قرار گرفته باید دفاع کند...
نوید شاهد کردستان:

شهید سيد محمود پرويني


محمود پرويني فرزند محمد هفتم آذرماه 1342 در روستاي چوگان از توابع سنقر كليايي در ميان خانواده‌اي متدين و فقير به دنيا آمد پس از سپري شدن دوران طفوليت در زادگاهش مشغول به تحصيل شد. و تحصيلات ابتدائي را در كنار همسن و سالانش در روستا به پايان رسانيد. براي تأمين معاش خانواده همت گمارد و گاهي براي كار كردن مجبور بود به شهرهاي اطراف سفر كند.

با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي همواره از انقلاب دفاع كرد و با آغاز جنگ تحميلي در سال 1359 با وجود اينكه 16 سال بيشتر نداشت عازم جبهه‌هاي حق عليه باطل شد و پس از دو ماه حضور در جبهه به هنگام بازگشت به عضويت رسمي سپاه درآمد و براي ادامه خدمت به سپاه كامياران اعزام گرديد چند ماه بيشتر از عضويتش در سپاه نگذشته بود كه در هفدهم مردادماه 1360 به هنگام انجام وظيفه در منطقه كامياران در حوالي روستاي ماديان بر اثر انفجار مين به همراه تعدادي از همرزمانش به شهادت رسيد. پيكر پاكش در گلزار شهداي شهر سنقر به‌ خاك سپرده شد.

((دفاع از ميهن))

تازه به سن جوانی پا نهاده بود که وارد سپاه شد. اوایل ورودش به سپاه و اعزام به جبهه من و مادرش به علت پایین بودن سن و سالش با رفتن وی مخالفت می کردیم و به هنگام رفتن به جبهه من به وی گفتم تو بچه ای و برای تو زود است که به جبهه بروی، چند سالی صبر کن تا سن سربازیت فرا رسد و آنگاه به وظیفه عمل کن. و با این حرفها قصد داشتم او را از رفتن منصرف کنم. اما او در مقابل حرفهای من برگشت و گفت من بچه ام و تو پیر و توانائی رفتن به جبهه را نداری پس چه کسی از میهن اسلامی که مورد حمله و هجوم دشمن قرار گرفته باید دفاع کند. در برابر جواب منطقی او ماندم و سکوت اختیار نمودم. بعد از آن با رضایت من و مادرش به جبهه رفت و از قضا قبل از رسیدن به سن سربازی به شهادت رسید.1


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده