خانواده قادر خانزاده با تمام وجود برای پاسداری از انقلاب اسلامی ایران و دفاع از ارزشهای این نظام جان و مال خود را در طبق اخلاص گذاشتند و با تقدیم ۶ شهید و یک جانباز دین خود را به نظام ادا کردند و بختیار، اولین شهید از این خانواده ۶ شهیدی است که در سن ۲۶ سالگی به شهادت رسید.
هنوز هم رشادت، شجاعت و شهامت، خوش اخلاقی و شیرین کلامی «عبدالله نظری» نقل محافل است و کسانی که وی را میشناختن و با او همراه بودند صحه بر این ادعا میگذارند.
شهید «احمد ویسی» علاقه زیادی به عمران و آبادانی و کمک به مردم، به ویژه مستمندان داشت و به همین دلیل به جمع افراد جهادگر شهر یزد پیوست و در مناطق مختلفی در این مملکت صادقانه به خدمت پرداخت.
شهید فریدون تعریف، چون میدید که رییس جمهوری وقت (بنی صدر)، نظری در خور شان مردم کردستان ندارد و در انجام خدماتی که باید در این منطقه اجرا شود، کوتاهی میکند، با وی به مشاجره پرداخت و اقدامات شوم و نامیمون وی را در حضور عموم فاش کرد.
شهید «حیدر عزیزی» در زمان خدمت سربازی در روستا، خارج از وقت کلاس با بچههایی که توان مال نداشتند و یا در درسها ضعیف بودند، بدون هیچ توقعی اضافه کار میکرد تا بتواند از این طریق دین خود را به مردم ادا کند و کاری میکرد که این دانش آموزان به رتبههای برتر صعود کنند.
شهیده «فاطمه الیاسی» با باور و اعتقادی که به راه برادرش داشت از هر فرصتی برای ارشاد زنان روستا استفاده کرد و سعی میکرد و با بیان واقعیتها تبلیغات سوء ضد انقلاب را خنثی کند و پرده از چهره واقعی آنان بردارد.
شهید علی تپ جواب داد: بعضی از نیروها اهل جنوب کشور هستند و به آب و هوای سرد عادت ندارن، من به این سرما عادت دارم بخاطر همین ترجیح میدم وسایل گرمایشیمو بهشون بدم تا سردشون نشه.