يکشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۲۴
با نگاهب به زندگی وخاطرات شهیدمعظم" نسرین حبیبی" در می یابیم: با توصیه های پدرو مادرش با رسیدن به سن تکلیف در انجام واجبات دینی کوشا بود در روستای صدباری در بین درگیری نیروهای سپاه پاسداران با ضدانقلاب قرارگرفت و همانند یک فرشته آسمانی شد خاطره شیرن پدرشهید را در نوید شاهد کردستان بخوانید
به گزارش نوید شاهد کردستان شهید معظم نسرین حبیبی  فرزند احمد و تهمینه در تاریخ یکم شهریور ماه سال 1351 در روستای صدباری از توابع شهرستان بانه چشم به جهان گشود. پدر و مادرش از درآمد ناچیز کشاورزی در آن دوره امرار معاض می کردند.   

عمل به فرائض دینی

نسرین دلیل فقر مالی خانواده و محرومیت از امکانات تحصیلی، نتوانست درس بخواند و سواد یاد بگیرد. نسرین دختری آرام و سربزیر بود که به اهنمایی و توصیه پدر و مادرش، با شروع سن تکلیف، انجام فرائض و واجبات دینی و مذهبی از جمله نماز و روزه را شروع کرد.

نحوه شهادت

دوازده بهار از عمر وی گذشته بود که با قرارگرفتن در بین درگیری رزمندگان اسلام با ضد انقلاب در مورخه 8 آبان ماه 1363 در روستای صدباری و اصابت گلوله به خیل عظیم شهداء اسلام پیوست و پیکر مطهرش در روستای صدباری تسلیم خاک گردید.

نسرین یک فرشته بود

دو روز به عید مانده بود نسرین را به بازار شهر بردم تا پیراهنی برای خودش انتخاب کند. بعداز گشتن زیاد، پیراهنش را انتخاب کرد. آن را خریدم و به روستا برگشتیم. دختر همسایه که دوست صمیمی نسرین بود، پیراهن را دید وضع مالی آنها از خودمان بدتر بود. ناراحتی و حسرت نداشتن در چشم های دختر همسایه دیده می شد. روز عید رسید. پیراهن نو را تن نسرین ندیدم. از او پرسیدن پیراهن را چرا نپوشیدی؟ ابتدا نمی خواست چیزی بگوید اما بالاخره گفت: پدر جان نتوانستم بپوشم زیرا دوستم پیراهنش کهنه و پاره بود. اشک در چشمانم حلقه زده بود. نسرین یک فرشته بود، برای همین شهید شد. لیاقتش را داشت.

از خاطرات احمد حبیبی- پدر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده