يکشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۲۴
شهید معظم" عمرکردی" برای تامین ماش خانواده ترک تحصیل نمود وبه کشاورزی ودامداری اشتغال یافت درجریان بمباران هوایی محله بساط آباد بانه به دیدار معبودش شتافت خاطره خواندنی فرزند شهید را در نوید شاهد کردستان دنبال کنید
به گزارش نوید شاهد کردستان شهید معظم عمر کُردی در تاریخ 27 اردیبهشت سال 1337 در روستای رشید قلعه از توابع شهرستان بانه و در میان خانواده ای متدین اما مستضعف چشم به جهان هستی گشود. پدر و مادرش رحیم و رابعه او را در دامان پر مهر و محبت خود پرورش دادند.

ترک تحصیل وتشکیل خانواده

پس از طی دوران کودکی و رسیدن به سن مدرسه، فقر مالی خانواده و همچنین نبود امکانات تحصیلی در آن دوره به او اجازه تحصیل کردن نداد و از همان کودکی در کار کشاورزی و دامداری به کمک خانواده اش شتافت. وی به امر مقدس الهی گردن نهاد و ازدواج نمود که ثمره آن پنج فرزند (چهار دختر و یک پسر) می باشد. شهید عُمر برای تأمین معاش خانواده اش، غیر از پرداختن به کار کشاورزی، کارگری هم می کرد.

چگونگی شهادت

سرانجام در تاریخ 5 آبان ماه 1362 در جریان بمباران هوایی محله بساط آباد بانه توسط رژیم بعث عراق و اصابت ترکش بمب، قفس تنهایی خاک را رها نمود و با پیکری خونین به افلاک پر گشود. پیکر مطهر شهید والا مقام عمر کردی در روستای شید قلعه بانه به خاک سپرده شد.

خواب پدرم به واقعیت بدل شد 

پدرم با مهربانی مرا نصبحت میکرد. بعد از پایان حرفهایش دستی به موی سرم کشید و گفت: خواب دیده ام به بتیمی بزرگ می­شوی و سایه من روی سرت نخواهد بود. تا این را گفت، شروع به گریه و زاری کردم. با خنده گفت: شوخی کردم خواستم بدانم چقدر دوستم داری. چند روزی گذشت، پدر برای خریدن برخی وسایل رفته بود. شهر بانه بمباران شد و پدرم مجروح گردید. ابتدا به سنندج و بعد به شیراز منتقل شد و پس چند روز بستری شدن به شهادت رسید. من شش سالم بود و یاد حرفهای پدر افتادم که از خوابش گفته بود و من هم یتیم شدم.

از خاطرات حسین کردی- فرزند شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده