شهید «منوچهر یوسفیان» پس از چند بار بازدید از جبهه شور و شعف عجیبی برای عزیمت به جبهه‌های حق علیه باطل در او ایجاد کرده بود. در تابستان سال 1362 برای دومین بار مجددا به جبهه رفت و این بار بدلیل خلوص و خونگرمی که در تیپ عملیاتی الغدیر یزد وجود داشت عشق او برای اعزام مجدد به جبهه مضاعف گردید و در همین تیپ دوبار زخمی شد و پس از بهبودی به منزل باز گشت و در روز هستم شهریور ماه سال 1364 وارد گردان ویژه غواصی عملیاتی تیپ گردید و به منطقه اهواز اعزام شد.

به گزارش نوید شاهد کردستان؛ شهید منوچهر یوسفیان در روز بیست و چهارم تیرماه سال 1345 در خانواده ای مومن و متدین در شهر بیجار پا به عرصه هستی گذاشت.

کودکی

پدرش غلام و مادرش بدیعه نام داشت. بعد از پشت سر گذاشتن دوره‌ی طفولیت راهی مدرسه شد.

منوچهر پس از گذراندن دوره ابتدائی و راهنمایی وارد دانشسرای شهید رجائی در زادگاهش شد و بعد از دوره دانشسرا تحصیلات خود را باتمام رسانید و در زمان تحصیل بیشتر اوقات خود را صرف کارهای فوق برنامه محل تحصیل خود می نمود.

خصوصیات اخلاقی

اخلاق نیکو، مهربانی، تواضع و فروتنی و خونگرم بودن منوچهر زبانزد بود. به والدینش بسیار احترام می گذاشت و از آنان طلب حلالیت می کرد و در محبت کردن به پدر و مادرش هرگز کوتاهی نمی‌کرد.

اخلاق و رفتار منوچهر تأثیر زیادی بر روی دوستانش گذاشت و یکی از خصوصیات او نحوه دوست یابی بود بطوری که پس از اولین برخورد با دیگران یک پیوند ناگسستنی ایجاد می کرد.

منوچهر همیشه با امر به معروف و نهی از منکر سعی میکرد در جامعه تاثیر مثبتی بر روی دیگران داشته باشد و از هیچ کوششی برای رفع مشکلات مردم دریغ نمیکرد و با به جا اوردن صله رحم دیگران را مجذوب و وامدار خود کرده بود.

جبهه

پس از چند بار بازدید از جبهه شور و شعف عجیبی برای عزیمت به جبهه‌های حق علیه باطل در او ایجاد کرده بود. سال 1361 پس از پشت سر گذاشتن امتحانات ثلث دوم دانشسرا برای اولین بار عازم جبهه شد و در تابستان سال 1362برای دومین بار مجددا به جبهه رفت و این بار بدلیل خلوص و خونگرمی که در تیپ عملیاتی الغدیر یزد وجود داشت عشق او برای اعزام مجدد به جبهه مضاعف گردید و در همین تیپ دوبار زخمی شد و پس از بهبودی به منزل باز گشت و در روز هستم شهریور ماه سال 1364 وارد گردان ویژه غواصی عملیاتی تیپ گردید و به منطقه اهواز اعزام شد.

شهادت

سرانجام عشق حقیقی منوچهر، روز بیست و دوم بهمن ماه سال 1364 در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو - جزیره ام الرصاص وی را به دیدار معشوق سوق داد.

چکیده وصیتنامه

شما را وصیت میکنم به سحر خیزی و نماز شب، قرآن را بخوانید و درک کنید و از حافظان قرآن باشید، نماز پرشکوه و دشمن شکن جمعه را ترک نکنید، شبهای جمعه رفتگان را و علی الخصوص شهیدان را یاد کنید و بر مصائب آقا امام حسین (ع) گریه کنید زیرا کسی که گریه نمی کند قسی القلب است و یکی از مصائب است که تا روز تغابن متوجه عمل خود نیست و برای خود تأسف میخورم که تا فرصت داشتم ندانستم و حال که میدانم و درک می کنم فرصت انجام خیلی از اعمال گذشته و دیر است پس از فرصت کمال استفاده را بکنیم.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده