چهارشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵۶
شهید" قادر فروزش" برای سعادت وخوشبختی خانواده اش از هیچ کوششی فروگذار نبود. او هنگام کار در مزرعه براثر برخورد با مین کاشته شده ضدانقلاب به قله والای شهادت دست یافت. خاطره خواندنی همسر این شهید گرانقدر را در نوید شاهد کردستان دنبال کنید.


به گزارش نوید شاهد کردستان شهید معظم قادر فروزش فرزند رحمان و منیژه  سال 1329 در میان خانواده ای متدین و در روستای نجنه علیا از توابع شهرستان بانه دیده به جهان گشود.

از تحصیل علم تا تشکیل خانواده

با رسیدن به سن تحصیل، راهی مدرسه شد و تا کلاس دوم ابتدایی درس خواند. نبود امکانات تحصیلی و نامناسب بودن اوضاع معیشتی خانواده، او را از ادامه تحصیل بازداشت و از آن پس به کار سخت در روستا روی آورد. در سن جوانی ازدواج نمود و صاحب دو فرزند دختر و پسر شد. قادر همسری فداکار و پدری دلسوز برای فرزندانش بود که تا آخرین لحظه حیات خود، برای سعادت و آسایش خانوادگی اش از هیچ کوششی فروگذار نکرد.

نحوه شهادت
وی سرانجام در تاریخ 15 آبان ماه 1361 هنگام رفتن به مزرعه بر اثر برخورد با مین کاشته شده توسط ضد انقلاب و اصابت ترکش به مقام رفیع شهادت نایل آمد و پیکر مطهرش در روستای نجنه علیا به خاک سپرده شد.

بخدا توکل کن

همسرم، شهید قادر، همیشه در کمک به دیگران پیشقدم بود. شبی یکی از همسایه ها جلو درب خانه ما آمد. چند دقیقه با همسرم صحبت کرد و رفت. از همسرم پرسیدم: همسایه چکار داشت؟ گفت: بنده خدا می خواست یکی، دو روز در مزرعه به او کمک کنم. من ناراحت شدم و گفتم: تو خودت کلی کار داری. کار خودمان مانده و نیاز به کمک کسی دیگر داریم. این چه کاری است؟ قادر گفت: من قبول کرده ام. بخدا توکل کن. برای کارهای خودمان هم طوری برگزار میشود. کار همسایه تمام شد. قادر از مزرعه خودمان برگشت و با خوشحالی گفت: دیدی گفتم بخدا توکل کن. یکی از دوستان قدیمی اتفاقی رد شد. وقتی دید کارم عقب افتاده، داوطلب کمک به من شد و از فردا به کمکم می آید.

(از خاطرات طوبی آذری- همسر شهید)


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده