دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۱
دانش آموز شهید" لیلی علیدوست" بسیار سخت کوش و درسخوان بود به پدر و مادر و دیگران احترام می گذاشت. او در جریان حمله هوایی رژیم بعث عراق به روستای سبدلو بانه به شهادت رسید. "افتخار معلم" خاطره ای خواندنی از پدرشهید درباره دخترش لیلی است که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.

به گزارش نوید شاهد کردستان؛ شهیدمعظم لیلی علیدوست مورخه 20 شهریور ماه سال 1353 در میان خانواده ای متدین و زحمتکش  در شهرستان بانه چشم به جهان گشود.

تحصیل علم ودانش

پس از گذراندن دوران کودکی و ثبت نام در مدرسه، کلاس سوم ابتدایی را با موفقیت به اتمام رسانید و وارد کلاس چهارم شد. وی ظاهری آرام و قلبی مهربان داشت. احترام گذاشتن به دیگران و تواضع را پدر و مادرش، احمد و عایشه، بخوبی به دخترشان آموخته بودند. لیلی بسیار کوشا و درس خوان بود آنطورکه به همراه رشد تحصیلی، به لحاظ اجتماعی و اخلاقی نیز بخوبی رشد کرده بود اما اجل مهلت نداد تا پدر و مادرش همچنان شاهد رشد و باروری اش باشند

نحوه شهادت

وی در تاریخ 2 آبان ماه 1362در جریان بمباران هوایی هواپیماهای رژیم بعث عراق، در روستای سبدلو بانه بر اثر اصابت ترکش، بر بال بلند شهادت قرار گرفت و به اعلای مقام بندگی عروج کرد.

افتخار معلم

پس از شهادت دخترم، یکی از معلمان او گفت:سرکلاس تازه درس جدید را تمام کرده بودم. هر وقت درس می دادم، می گفتم: بچه ها چه کسی می­تواند درس جدید را توضیح بدهد؟ فوراً لیلی دستش را بلند می کرد و پای تخته سیاه توضیح میداد. اما آن روز هرچه تکرار کردم، سرش را پائین انداخته و سکوت کرده بود. یکی از همکلاسی هایش گفت: آموزگار، لیلی پاهایش برهنه است و کفش ندارد. خیلی تعجب کردم. گفتم لیلی جان پس کفش هایت چی شد؟ بازهم سکوت کرد. همان همکلاسی اش گفت: اجازه آموزگار! یکی از بچه های کلاس دوم کفش هایش خیلی پاره بود. لیلی کفش هایش را به او داد. در حالیکه اشک در چشمانم جمع شده بود، او را بوسیدم و گفتم: لیلی جان من به داشتن شاگردی مثل تو افتخار می کنم.

(از خاطرات احمد علیدوستی- پدر شهید)


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده