دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۳۷
با نگاهی به زندگی و خاطرات شهید معظم " توفیق کرمی" در می یابیم: توفیق از همان اوان کودکی از نعمت پدر بی بهره ماند برای خدمت به کشور و مردم به استخدام شهربانی سابق در آمد و در جبهه جنوب براثر اصابت ترکش به درجه شهادت نایل شد. داستان شهادت شهید توفیق کرمی را از زبان خواهرش در نویدشاهد کردستان دنبال کنید.


به گزارش نویدشاهد کردستان شهید معظم توفیق کرمی یکم فروردین ماه سال 1340 در میان خانواده ای مستضعف در شهر سنندج دیده به جهان گشود. پدر و مادرش صفر و مشتری نام داشتند. پدر با دستمزد کارگری و کسب روزی حلال زندگی خانواده را اداره می کرد.


دلایل محرومیت از نعمت علم ودانش

توفیق پس از گذراندن دوره کودکی و ثبت نام در دبستان، دوره تحصیلات ابتدایی را گذراند و وارد مدرسه راهنمایی گردید. هنوز سال تحصیلی را به پایان نبرده بود که از نعمت مهر و نوارش پدر، محروم شد و طعم تلخ فقدان پدر را چشید. وی مجبور به ترک تحصیل و کارکردن شد تا مخارج خانواده را تامین نماید.

خدمت در نیروی انتظامی

در جریان شروع تظاهرات و راهپیمایی مردم مسلمان شهر سنندج بر علیه رژیم ستم شاهی شرکت نمود و پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به استخدام نیروی شهربانی (نیروی انتظامی فعلی) درآمد. توفیق پیوسته خود را خدمتگزار اسلام و مسلمین می دانست. به همین خاطر با شروع تجاوزات ارتش بعث عراق بلافاصله به جبهه جنوب اعزام و در شهربانی خرمشهر، همگام با سایر رزمندگان جان برکف، بر علیه دشمن متجاوز جنگید.

نحوه شهادت

وی در تاریخ 19 آبان ماه 1359در جبهه آبادان هدف اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و شربت شهادت را عاشقانه سرکشید. پیکر مطهر پاسیار سوم شهید، توفیق کرمی در آرامستان عمومی تپه شیخ محمد باقر سنندج در دل خاک مأوا گرفت.

داستان شهادت توفیق

هر دو برادرم توفیق و صالح در ماموریت جنوب بودند که جنگ شروع شده بود. یکبار توفیق تلفنی با ما تماس گرفت. صدای شلیک گلوله و انفجار و خمپاره و ... واضح به گوش می رسید. تلفن هم مرتب قطع و وصل میشد. توفیق گفت، اینجا خیلی شلوغ است. فشار دشمن خیلی زیاد است و... گفتم: مواظب خودتان باشید و به خداوند توکل کنید. پانزده روزی گذشت. برادرم صالح برگشته بود و با ناراحتی گفت: توفیق ترکش خورده و من به تنهایی نمی توانستم او را به سنندج برگردانم. باید کس دیگری همراهم بیاید و کمک کند. برادرم صالح از شهادت توفیق اطلاع نداشت. وقتی توفیق را به بیمارستان می رسانند، هنوز زنده بوده و به محض اینکه صالح می آید تا کمک ببرد، توفیق نیز به شهادت می رسد. پیکر مطهرش را به سنندج منتقل کردند و اگرحضور گسترده مردم مسلمان سنندج و ابراز همدردی آنها نبود، نمی توانستیم تحمل کنیم.

(از خاطرات شریفه کرمی- خواهر شهید)


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده