دانش آموز شهید " علا الدین نصر صادقی" همزمان با درس ومدرسه در جریان تظاهرات وراهپیمایی های اعتراضی مردم برعلیه رژیم ستمشاهی شرکت نمود و در این راه توسط دژخیمان ساواک به درجه شهادت نایل گردید وصیت شهید به مادرش را در نوید شاهد کردستان بخوانید
به گزارش نوید شاهد کردستان شهید علاء الدین نصرصادقی فرزند نصرا... و حمیرا در تاریخ 20اسفندماه سال 1345 در میان خانواده ای متدین، اما مستضعف دیده به جهان گشود. هنوز به سن مدرسه نرسیده بود که طعم تلخ بی پدری را چشید. مادر فداکارش با همتی والا، پروانه وار گرد شمع کودکش به تلاطم و حرکت پرداخت تا آنگونه که شایسته است، کودکش را تعلیم و تربیت کند. با رسیدن به سن مدرسه، در دبستان عرفان سنندج ثبت نام شد تا سواد بیاموزد.

شرکت در راهپیمای ها برعلیه رژسم شاه

علاء الدین دوران تحصیلات ابتدایی را با موفقیت پشت سر نهاد. با اولین جرقه های نورانی انقلاب اسلامی ایران به رهبری بزرگمرد تاریخ، حضرت امام خمینی (ره) به کاروان خروشان مردم مسلمان و انقلابی پیوست و با حضور سبزش در تظاهرات شرکت می کرد. وی چون از سایۀ وجودی پدر محروم بود، شب قبل از شهادت، وصیت کرده بود که اگر به شهادت رسیدم، پیکرم را در کنار مزار پدرم دفن کنید تا در آن دنیا لذت داشتن پدر را حس کنم.

نحوه شهادت

سرانجام در تاریخ 9 آبان ماه 1358در جریان تظاهرات مردم بر علیه رژیم ستمشاهی، هدف گلوله مزدوران ساواک قرار گرفت و به کاروان شهیدان پیوست پیکر مطهر شهید علاء الدین نصر صادقی، طی مراسمی با شکوه تشییع و در آرامستان عمومی تپه شیخ محمد صادق سنندج به خاک سپرده شد.

وصیت شهید به مادرش

برادرم علاء الدین، مادرمان را خیلی دوست داشت. به همین خاطر در جریان تظاهرات و تیراندازی­ های مأموران، مرتب از مادر می خواست بیرون نرود و مواظب خودش باشد. شب قبل از شهادت، برادرم دستهای پینه بسته مادر را در دست گرفت. مرتب بر آنها بوسه می زد و می گفت: بعد از فوت پدر، دستهای شما بخاطر زحمت های ما پینه بسته است. علاء الدین سپس در حالیکه اشک می ریخت خطاب به مادر گفت: اگر من به شهادت رسیدم، مرا در کنار قبر پدرم دفن کنید که لذت وجود و حضور پدر را در آن دنیا حس کنم.فردای همان شب در راهپیمایی، به آرزویش رسید و ملکوتی شد.

از خاطرات خانم سهیلا نصرصادقی- خواهر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده