دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۳۷
پیشمرگ مسلمان کرد شهید " محمود حبیبی"برای خدمات رسانی بیشتر به مردم منطقه به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد درآمد. او طی یک درگیری جانانه با ضدانقلاب در روستای نجی به درجه والای شهادت رسید. خاطره خواندنی همسر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد کردستان بخوانید.

به گزارش نوید شاهد کردستان شهید معظم محمود حبیبی مورخه 2 آبانماه سال 1337 در روستای نجی بخش کلاترزان سنندج و در خانه محقر اما باصفای صالح و صغیه دیده چشم به جهان گشود. دوران خردسالی اش را در فقر و نداری سپری کرد

عوامل ترک تحصیل

با رسیدن به سن مدرسه و ثبت نام در دبستان روستا، موفق شد تحصیلات ابتدایی را به پایان رساند. نبود امکانات تحصیلی و آموزشی در آن دوره روستا، او را مجبور به ترک تحصیل و تن سپردن به کار طاقت فرسای روستا نمود. او توانست قرآن را به خوبی بیاموزد و با آن مأنوس شود. سال 1354 و در سن هفده سالگی ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند پسر است. (فرزند دوم، پس از شهادت پدرش به دنیا آمد.)

خدمت در سازمان پیشمرگان مسلمان کرد

پس از آزادسازی شهر سنندج از سلطه ضد انقلاب در سال 1359 مخفیانه به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد درآمد و خدمات شایان توجهی در مقابله با ضد انقلاب انجام داد. سال 1363 اقدام به ایجاد پایگاه رزمندگان اسلام در روستای نجی نمود و با علنی کردن عضویت خود، به خدمت در آنجا پرداخت.

چگونگی شهادت

وجود این پایگاه مشکلات زیادی را برای تردد ضد انقلاب در منطقه بوجود آورده بود. به همین خاطر دشمن با اعزام تمام نیروهای مسلح خود و طراحی عملیاتی سنگین، سحرگاه روز 9 آبان ماه 1362 به پایگاه روستای نجی حمله برد و در نبردی نابرابر توانست پایگاه را به سقوط بکشاند. در این درگیری چهار نفر از رزمندگان روستا و تعدادی از نیروهای اعزامی به شهادت رسیدند. شهید محمود حبیبی نیز یکی از این دلاور مردان بود که پس از مقاومتی کم نظیر پر کشید و آسمانی شد. مزار این دلاور مرد در روستای نجی قرار دارد.

شهادت آرامش ابدی است

غروب شبی که به شهادت رسید، به منزل آمد. آرامش عجیبی داشت. گفت نمیدانم چرا اینقدر احساس سبکی می کنم؟ حالتی لذت بخشی دارم. گفتم چطور؟ گفت: نمیدانم. قابل تعریف و توصیف نیست. پس از ساعتی گفت: من دارم به پایگاه می روم.پسرمان را بوسید و گفت: از تو می خواهم صدای تیراندازی شنیدی بیرون نیای. درب خانه را برای هیچکس باز نکنی. پرسیدم: خبری شده؟ ضد انقلاب نزدیک شده است؟گفت: نه! فقط احساس می کنم دارد اتفاقی می افتد. مواظب خودت و بچه باش... و محمود برای همیشه ما را ترک کرد.

(از خاطرات نرگس احمدی- همسر شهید)


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده