خاطره
شلوار و پیراهنم خوشم نیامد. به قیمت ارزانتر آن را به دوستم فروختم. به تن او خیلی می آمد( همان دوست دانشجوی او). من خودم جریان را فهمیدم که بدون دریافت پول و به عنوان کادو داده است...
نوید شاهد کردستان:

شهید معظم محمد طاهر نصیری هانیسی


فرزند: علا الدین

ولادت: ۱ ̷ ۱۱ ̷ ۱۳۵۴

محل ولادت: سنندج

شغل: استوار یکم نیروی انتظامی

تاریخ شهادت: ۲۲ ̷ ۴ ̷ ۱۳۷۷

محل شهادت: بوکان

نحوۀ شهادت: درگیری با اشرار مسلح و اصابت گلوله

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


در شهر سنندج و در میان خانواده ای متدین و معتقد دیده به جهان گشود. فرزند دوم خانواده بود. پس از سپری نمودن دوران خردسالی، راهی مدرسه گردید. دوارن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت سپری نمود و وارد دبیرستان شد. وی تا کلاس سوم متوسطه درس خواند سپس در سال ۱۳۷۳ به استخدام نیروی انتظامی درآمد. بعد از طی دوران آموزشی، به شهرستان بوکان منتقل شد. سرانجام در درگیری با افراد ناشناس و مسلح و اصابت گلوله به شهادت رسید.

دستگیری از مستمندان

یکی از دوستان برادر شهیدم محمد طاهر، وضعیت مالی مناسبی نداشت. این بنده خدا در آزمون دانشگاه پیام نور قبول شده بود. اما به جای خوشحالی، غم بزرگی در درونش بود که به کسی نمی گفت. برادرم پیراهن و شلوار تازه ای خریده بود. چندین روز گذشت. دیدیم نه تنها نمی پوشد، بلکه اصلا در خانه هم اثری از آن نیست. بالاخره پرسیدم : برادر پیراهن و شلوار تازه ات را نمی پوشی؟ گفت : یادم رفت بگویم! فکرکردم خودتان می دانید. راستش نمی دانم چرا از شلوار و پیراهنم خوشم نیامد. به قیمت ارزانتر آن را به دوستم فروختم. به تن او خیلی می آمد( همان دوست دانشجوی او). من خودم جریان را فهمیدم که بدون دریافت پول و به عنوان کادو داده است. نمونۀ کارهای خیر و دستگیری از مستمندان توسط برادرم زیاد بود.

از خاطرات آقای فردین نصیری هانیسی، برادر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده