خاطره
شهید ولیزاده از دیدن سر و وضع و لباس های فرزند شهید متأثر و ناراحت شد. از چهار هزار تومان حقوقی که تازه گرفته بود، دوهزار و هفتصد تومان را در اختیارش گذاشت...
نوید شاهد کردستان:

شهید معظم عطاءالله ولیزاده


فرزند: محمد

ولادت: ۱ ̷ ۱ ̷ ۱۳۴۲

محل ولادت: روستای شاه نشین مریوان

شغل: پاسدار

تاریخ شهادت: ۲۳ ̷ ۴ ̷ ۱۳۶۷

محل شهادت: روستای حسن آباد دیواندره

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب و اصابت گلوله

محل دفن: بهشت محمدی سنندج


شهید عطاء الله ولیزاده، در روستای شاه نشین از توابع مریوان و در میان خانواده ای متدین به دینا آمد. پدر ومادرش محمد و فاطمه کشاورز بودند و از این طریق مخارج سادۀ زندگی خود را تأمین می کردند. با سپری شدن دوران کودکی در دبستان ثبت نام شد تا سواد بیاموزد. دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت سپری نمود. به دلیل نبود امکانات تحصیلی و مالی در آن دوره مجبور به ترک تحصیل و انجام کارهای پرزحمت در روستا شد.

با حضور ضدانقلاب و برافروخته شدن آتش جنگ و فتنه توسط آنان، به صفوف سپاه پاسدران پیوست و مسلح گردید. سال ۱۳۶۳ ازدواج نمود و صاحب دوفرزند پسر و دختر شد. وی پس از شرکت در چندین عملیات نظامی، سرانجام در درگیری با ضدانقلاب و اصابت گلوله به شهادت رسید.

برای رضای خدا

در زمانی که پست معاونت فرهنگی بنیاد شهید را داشتند، خدمت رسیدم که احوال ایشان را جویا شوم. داشتیم باهم صحبت می کردیم که چند ضربه به درب اتاق خورد و فرزند یکی از شهدا داخل اتاق شد. گفت که مقداری پول لازم دارد. شهید ولیزاده از دیدن سر و وضع و لباس های فرزند شهید متأثر و ناراحت شد. از چهار هزار تومان حقوقی که تازه گرفته بود، دوهزار و هفتصد تومان را در اختیارش گذاشت. وقتی او رفت، پرسیدم چطوری پول را پس می گیری؟ ایشان سرش را پایین انداخت و گفت پسر عمو، من نداده ام که از ریاست بنیاد پس بگیرم. این کار خدای ناکرده برای ریا نبود بلکه برای رضای خدا و با میل خودم مبلغ را دادم و پس نخواهم گرفت.

از خاطرات آقای رفیق ولیزاده، پسر عموی شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده