خاطره
به او گفتم اگر می ترسی، کنار بکش و اسلحه ات را تحویل بده! جواب داد که شهادت دوستان و همرزمانم روحیه ام را بالا می برد و من هم برای شهادت آماده هستم...
نوید شاهد کردستان:

شهید مظعم محمد سلیم احمدی


فرزند: احمد

ولادت: ۵ ̷ ۷ ̷ ۱۳۵۹

محل ولادت: روستای بیساران مریوان

شغل: سپاهی

تاریخ شهادت: ۲۰ ̷ ۴ ̷ ۱۳۵۹

محل شهادت: سنندج

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب و اصابت گلوله

محل دفن: قبرستان عمومی شیخان سنندج


در روستای بیساران مریوان و در میان خانواده ای روستایی و زحمتکش دیده به جهان گشود. پدر و مادرش احمد و عینا از طریق کشاورزی و دامداری هزینه های زندگی خود را تأمین می کردند. به دلیل محرومیت از امکانات تحصیلی و مالی، از نعمت آموختن سواد محروم ماند و از همان کودکی تن به کار سپرد. وی ازدواج کرد و صاحب سه فرزند (دو پسر و یک دختر) شد.

پس از پاکسازی شهر سنندج از لوث وجود ضدانقلاب در سال ۱۳۵۹ به عنوان پیشمرگ مسلمان کرد به سبز پوشان سپاه پاسدران پیوست و مسلح گردید. پس از شرکت در چندین عملیات، سرانجام در جریان درگیری با ضدانقلاب در سنندج و اصابت گلوله به شهادت رسید.

برای شهادت آماده ام

همسرم یک مسلمان واقعی بود. هیچوقت نماز و روزه اش قضا نمی شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و اشغال شهر ها و روستای کردستان توسط ضدانقلاب، بدون شک و تردید اسلحه برداشت و دوشادوش برادران سپاه، بر علیه ضدانقلاب جنگید. آن زمان ضدانقلابیون که شهر سنندج را از دست داده بودند، هر شب به داخل شهر نفوذ کرده و به مقرها و پایگاه ها حمله می کردند. همسرم دوستان و همرزمان زیادی از دست داد. به او گفتم اگر می ترسی، کنار بکش و اسلحه ات را تحویل بده! جواب داد که شهادت دوستان و همرزمانم روحیه ام را بالا می برد و من هم برای شهادت آماده هستم. همسرم در حملۀ ضدانقلاب به خیابان سیروس سنندج به شهادت رسید. پیکر مطهرش از پادگان به قبرستان شیخان بردیم و به خاک سپردیم. همسرم به طور مداوم دوستانش را تشویق می کرد که اسلحه بردارند و از قرآن و دین در برابر کافران دفاع کنند.

از خاطرات خانم خدیجه بدری، همسر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده