خاطره ای از پاسدار وظیفه شهید صلاح قاسم حسنی
آن روز در روستا جلو درب خانه نشسته بودیم. ناگهان صدای آژیر آمبولانسی در روستا پیچید و بعد خود آمبولانس ظاهر شد...!
نوید شاهد کردستان:

شهید معظم صلاح قاسم حسنی


فرزند: مجید

ولادت: ۱ ̷ ۱ ̷ ۱۳۴۶

محل ولادت: روستای دولاب سنندج

شغل: پاسدار وظیفه

تاریخ شهادت: ۱۹ ̷ ۴ ̷ ۱۳۶۷

محل شهادت: روستای گلین سنندج

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب و اصابت گلوله

محل دفن: روستای دولاب سنندج


صلاح، فرزند مجید و عارفه در روستای دولاب سنندج دیده به جهان گشود. پدر و مادرش کشاورز و دامدار بودند. وی خانواده ای متدین و مٶمن و وفادار به موازین اسلامی داشت. صلاح تا کلاس سوم راهنمایی درس خواند و از آن پس در کار سخت روستا به یاری خانواده اش شتافت. با بهره گیری از فضا و جو دینی و مذهبی روستا و همچنین خانواده اش، موفق شد در طول سه سال قرآن را ختم نماید.

با رسیدن به سن خدمت نظام، با میل و رغبت خود را معرفی و به عنوان پاسدار وظیفه به خدمت مشغول گردید. پس از ابراز شجاعت و مجاهدت های بسیار، سرانجام در درگیری با ضدانقلاب هدف اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

آژیر آمبولانس

خاطرات تلخ و ناگوار تا لحضۀ مرگ، همراه انسان می مانند. باید بدانید مرگ فرزند و جگر گوشه چه معنی می دهد! خبر شهادت پسرم صلاح از همین خاطرات ناگوار است.صلاح فرزندی صالح، با اخلاق و معتقد به دین مبین اسلام و وفادار به نظام اسلامی بود.غم دوری و از دست دادنش پشت من و پدرش را شکست. آن روز در روستا جلو درب خانه نشسته بودیم. ناگهان صدای آژیر آمبولانسی در روستا پیچید و بعد خود آمبولانس ظاهر شد. خیلی ها می دانستند که پسرم صلاح شهید شده اما از ما پنهان کرده بودند. خواهر هایش در شهر زندگی می کردند. به آن ها اطلاع داده بودند و آن ها همراه پیکر مطهرش برگشتند. وقتی گفتند که صلاح شهید شده، دیگر روز و شب را نفهمیدم.

از خاطرات خانم عارفه آغه ویسی، مادر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده