خاطره ای از شهید یدالله مروتی
پنجشنبه, ۲۰ تير ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۴۵
یدالله زیر لب گفت: آه اگر جادۀ درست و حسابی داشتیم، اگر خانه بهداشت و امکانات داشتیم، امکان نداشت زن همسایه بمیرد و زود او را به شهر می رساندند.

شهید معظم یدالله مروتی


فرزند: محمد رحیم

ولادت: ۱ ̷ ۱ ̷ ۱۳۴۴

محل ولادت: روستای خشکین مریوان

شغل: بسیج

تاریخ شهادت: ۱۶ ̷ ۴ ̷ ۱۳۶۷

محل شهادت: سورکوه بانه

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب و اصابت ترکش

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


شهید یدالله مروتی ، فرزند محمد رحیم و مینا در روستای خشکین مریوان به دنیا آمد. خانواده اش کشاورز و دامدار بودند. دوران کودکی را سپری نمود و با رسیدن به سن مدرسه، در دبستان ثبت نام شد. وی موفق شد دوران تحصیلات ابتدایی را به اتمام برساند. به دلیل نبود امکانات و همچنین عدم درآمد مکفی خانواده، به کمک پدرش شتافت تا با کار در مزرعه، بخشی از هزینه های زندگی را تامین نماید.

با حضور نا مبارک گروهکهای ضد انقلاب در کردستان و بر افروختن آتش جنگ و درگیری توسط آنان، یدالله به بسیج سپاه پاسداران پیوست و مسلح گردید.او همپای سایر رزمندگان بشدت درتلاش بود تا ضدانقلابیون شکست خورده،نابود شوندو امنیت وآرامش بازگردد. پس از شرکت فعال در چندین عملیات پاکسازی، در درگیری با عوامل استکبار هدف اصابت ترکش قرار گرفت وبه خیل عظیم شهدا پیوست.

اگر امکانات روستایی داشتیم

یدالله دوازده، سیزده سالی سن داشت. در روستای ما نه جاده ای بود نه خانه بهداشتی بود. روزی یکی از زن های همسایه وضع حمل داشت. از رفت و آمد و سردرگمی مردها فهمیدیم که زن همسایه وضعیت دشواری دارد. در روستا، پیرزنی مامای محلی بود. بی سواد بود و چیزی هم نمی دانست. آن شب گذشت. صبح روز بعد با صدای گریه و شیون از خواب بیدار شدیم. بیرون که رفتیم، دیدیم متأسفانه زن همسایه به رحمت خدا رفته است. به یدالله نگاهی گردم. از شدت تأثر اشک در چشمانش حلقه زده بود. گفتم : لابد این زن همسایه رسیده که فوت شده است. یدالله درحالی که دستش را مشت کرده بود زیر لب گفت : آه اگر جادۀ درست و حسابی داشتیم، اگر خانه بهداشت و امکانات داشتیم، امکان نداشت زن همسایه بمیرد و زود او را به شهر می رساندند.

از خاطرات آقای عبدالله مروتی، برادر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده