خاطره
شب حادثه در واقع نگهبان نبود. وقتی به پایگاه حمله شد، فورا یک دسته مرمی درست کرد و برای کمک به رزمندگان، به طرف پایگاه به راه افتاد...
نوید شاهد کردستان:

شهید معظم محمد سعید منبری


فرزند: احمد

ولادت: ۶ ̷ ۸ ̷ ۱۳۰۳

محل ولادت: روستای نیر مریوان

شغل: پاسدار

تاریخ شهادت: ۱۱ ̷ ۴ ̷ ۱۳۶۸

محل شهادت: محور روستای سرچین کامیاران

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب و اصابت ترکش

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


شهید محمد سعید منبری فرزند احمد و بنفشه در روستای نیر مریوان چشم به جهان گشود. دوران کودکی اش را در تنگدستی مالی خانواده سپری کرد و با رسیدن به سن مدرسه، به دلیل نبود امکانات و نامناسب بودن وضعیت مالی خانواده نتوانست سواد بیاموزد. وی از همان کودکی با کار سخت و رنج آشنا شد و در کنار پدرش به کار پرداخت. در سن جوانی ازدواج نمود که حاصل آن یک فرزند پسر است.

با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و حضور نامبارک احزاب و گروهکهای ضدانقلاب در کردستان، برای مقابله با ترویج کفر و فساد توسط ضدانقلاب، به سپاه پاسداران پیوست و مسلح گردید. وی در درگیری ها و عملیات های پاکسازی متعددی شرکت نمود و سرانجام در درگیری با حزب کو مه له و اصابت ترکش به شهادت رسید.

به کمک رزمندگان شتافت

هیچ زبانی و هیچ قلمی قادر به بیان گوشۀ کوچکی از جریانات کردستان در زمان درگیری با ضدانقلاب نیست. هیچ امنیتی بخصوص در روستاها در کار نبود. پدرم در آن سال حدود شصت و پنج سال سن داشت. اما چنان به دین اسلام و نظام اسلامی عشق می ورزید که با اصرار زیاد خودش بیشتر از یک سال عضو بسیج افتخاری شد. وقتی گروهکها به روستا یا پایگاه حمله می کردند، انگار بچه های پاسگاه، بچه های خودش هستند. شب حادثه در واقع نگهبان نبود. وقتی به پایگاه حمله شد، فورا یک دسته مرمی درست کرد و برای کمک به رزمندگان، به طرف پایگاه به راه افتاد. متأسفانه از ناحیۀ پشت و کمر ترکش می خورد. حدود یک سال درد و رنج کشید و سرانجام به شهادت رسید.

از خاطرات آقای محمد حسین منبری، فرزند شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده