زندگینامه
هرگز نماز را ترک نکرد و دست از دعا و نیایش برنداشت . قرآن خواندن از برنامه روزانه اش بود.روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود...
نوید شاهد کردستان:

شهید محمد سعید ابراهیمی

پیشمرگ مسلمان کرد شهید محمد سعید ابراهیمی در روز نهم آذر ماه سال 1334 در شهر اورامان از توابع شهرستان سروآباد درمیان خانواده ای متدین دیده به جهان گشود . پدرش محمد رشید و مادرش خدیجه نام داشت . او در سایه محبّت های مادری پاكدامن ، وارسته و مهربان دوران كودكی را پشت سر گذاشت و متاسفانه همچون بسیاری از همسن و سال های دیگرش به دلیل محرومیت آموزشی و مالی از تحصیل بازماند و از همان دوران کودکی با كار وتلاش فراوان با کشاورزی در تأمین مخارج شخصی خود و خانواده اش کوشا بود.محمد سعید با شور و نشاط و مهر و محبت و صمیمیتی كه داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید.

در تاریخ 15/7/1353 خدمت سربازی را شروع و درتاریخ 15/7/1355 آن را به پایان رساند . با رسیدن به سن ازدواج تشکیل خانواده داد و از او یک دختر به اسم فریده و یک پسر به اسم مسعود به یادگار مانده است .اوایثارگری سلحشور بود كه جز خدا به چیز دیگری نمی اندیشید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و كسب رضای خدا شب و روز تلاش می كرد . محمد سعید سخت ترین مشكلات را با کمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطرمی پذیرفت . انسانی بود كه برای خدا كار می كرد و اخلاص در عمل از و یژگي‍های بارز محمدسعید بود .این دلاور مرد در مقابله با دشمن همچون شیری از مصادیق « اشداء علی الكفار ، رحماء بینهم » بود . برای انقلاب همه چیزش را فدا كرد و از زندگیش گذشت . شهید ابراهیمی از همان دوران کودکی روحی لطیف ، عبادی و نیایشگر داشت . هرگز نماز را ترک نکرد و دست از دعا و نیایش برنداشت . قرآن خواندن از برنامه روزانه اش بود.روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود. حتی جیره و سهمیه لباس خود را به دیگران می بخشید . به هنگام جور حکومت غاصب پهلوی به مبارزه مسلحانه پرداخت و بعد از دیدار با حضرت امام (ره) در قم و تهران با شهید مصطفی چمران آشنا شد و به پخش اعلامیه حضرت امام (ره ) در اوایل انقلاب اقدام نمود . در تاریخ 25/2/1363در آن شرایط سخت ،آگاهانه به جمع پیشمرگان مسلمان کرد پیوست و با رشادت ها و از خود گذشتگی هایی که داشت همیشه مورد تهدید و کمین ضد انقلاب بود .

با گروهک های ملحد به مقابله پرداخت. در پاکسازی مریوان و سروآباد از وجود عناصر ضد انقلاب تلاش و زحمات فراوانی متحمل شد. در منطقه اورامان همانند شیری در میدان به مصاف با دشمن متجاوز از نقطه ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می رفت. تا اینکه سر انجام در مورخه 12/4/64 در سه کیلومتری اورامان در یک درگیری غافلگیرانه توسط گروهکهای ضد انقلاب در حین انجام مأموریت بر اثر اصابت تیر به سر،خون گرم او با خاک خطه اورامان در هم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید و هنوز گرمی قطرات خون او گرمی بخش رزمندگان با وفای اسلام و سرخی خونش الهام بخش پیروزی آنان است.مزار پاک این شهید بزرگوار در زادگاهش شهر اورامان زیارتگاه عاشقان انقلاب و پیروران رزمندگان اسلام است.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده