خاطره
پنجشنبه, ۱۳ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۴۳
مادرش با گریه فریاد زد عزت شهید شده و...! ناصر همین که این را شنید دیگر زبانش بند آمد و جان به جان آفرین تسلیم کرد...

شهید معظم : ناصر محمودی

فرزند: توفیق

محل ولادت: روستای خانقاه جو جو سنندج

ولادت: 15/8/1336

شغل: کشاورز

تاریخ شهادت: 1/4/1358

محل شهادت: روستای خانقاه جو جو

نحوه شهادت: ترورتوسط ضدانقلاب

محل دفن: روستای خانقاه جو جو


درخانواده ای کشاورز دیده به جهان گشود. پدر ومادرش توفیق و مینا از طریق کشاورزی و دامداری زندگی خود را اداره می کردند. ناصر پس از گذراندن دوران کودکی در دبستان به تحصیل علم و دانش پرداخت . در این دوره پدرش دارفانی را وداع گفت و تحت سرپرستی برادرش قرار گرفت. سال 1353 موفق به اخذ مدرک ششم ابتدایی نظام قدیم شد.

سپس دو سال خدمت نظام را به پایان بردو در روستا به کشاورزی مشغول گردید. سال 1358 که شهرها و روستاهای کردستان به اشغال ضدانقلابیون درآمده و به اذیت و آزار و کشتار  بی رحمانه مسلمانان هوادار انقلاب و نظام اسلامی می پرداهتند،ناصر به اتهام هواداری از نظام جمهوری اسلامی ومخالفت باعوامل استکبار جهانی،در داخل روستا ودر اوج مظلومیت ، توسط ضدانقلاب دستگیر و ناجوانمردانه تیرباران شد. برادرش منصور وعزت اله نیز به شهادت رسیده اند.

همسرم شهید عزت اله محمودی، برادر شهید ناصر بود و تابستان و هوای داخل خانه گرم بود. هردو برادر از خانه خارج شده تا جلو درب منزل بنشینند و صحبت کنند. یک ساعتی گذشت که ناگهان صدای رگبار گلوله فضای کوچه و خانه را پر کرد. به کوچه دویدم دیدم هردو برادر، عزت اله و ناصر افتاده اند.

عزت الله بلافاصله شهید شده بود اما ناصر هنوز زنده بود. سرش را روی زانویم گذاشتم و با گریه و فریاد از مردم کمک خواستم. ناصر درآن حالت گفت: چه کسی کشته شده است؟ گفتم ناصر جان تو نباید حرف بزنی. اما باز هم تکرار می کرد. تا اینکه مادرش رسید. مادرش با گریه فریاد زد عزت شهید شده و...! ناصر همین که این را شنید دیگر زبانش بند آمد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

هر دو برادر شهید شده و در روستابه خاک سپرده شدند. برادرشان منصور نیز به شهادت رسیده است.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده