خاطره
سه‌شنبه, ۱۱ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۰۶
به جرم همکاری با سپاه! چندین بار در حیاط خانه مان نامۀ تهدید آمیز انداخته اند و... . من نگران خودم نیستم فقط می ترسم به بچه ها آسیبی برسد...
شهید معظم محمد نادری کروندان


فرزند: عیسی

ولادت: ۹ ̷ ۴ ̷ ۱۳۱۲

محل ولادت: روستای کروندان دهگلان

شغل: مامور شهرداری

تاریخ شهادت: ۴ ̷ ۴ ̷ ۱۳۶۵

محل شهادت: سنندج

نحوۀ شهادت: ترور توسط ضدانقلاب

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


در روستای کروندان دهگلان چشم به جهان گشود. پدر ومادرش، عیسی و طوبی نام داشتند وبه کار کشاورزی و دامداری مشغول بودند. درحد خواندن و نوشتن سواد آموخت. سپس در کنار خانواده اش به شهر سنندج مهاجرت و به عنوان مامور شهرداری استخدام گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اشغال اکثر مناطق کردستان توسط احزاب و گروهک های ضدانقلاب، نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران وفادار ماند و به مخالفت باعوامل استکبار پرداخت.پس از چندین بارتهدید، سرانجام توسط ضدانقلابیون مورد سوء قصد قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.

ترور جرم همکاری با سپاه

شهید درشهر داری کار می کرد و دربخش سد معبر بود. چندین بار خصوصی پیش من درد دل کرد و گفت : ضدانقلابیون دنبال من هستند تا مرا بکشند. گفتم : تو که به کسی آزاری نرسانده ای چرا باید تو را بکشند؟ گفت : به جرم همکاری با سپاه! چندین بار در حیاط خانه مان نامه تهدید آمیز انداخته اند. من نگران خودم نیستم فقط می ترسم به بچه ها آسیبی برسد.

من بیکار بودم. به من گفت : تو داماد من هستی و با پسر خودم فرقی نداری. من برای تو وانتی می خرم و با آن کار کن تا نان زن و بچه ات را در بیاوری. شهید محمد همین کار را کرد. خودرویی با پول خودش خرید و سویچ آن را تحویلم داد. من کار می کردم و از اینکه زن و بچه ام از روزهای سخت گذشته اند خیلی خوشحال بودم. قطعا جایگاه ایشان در بهشت است زیرا جدای از موضوع شهادت بسیار خیر و دلسوز بود.

از خاطرات آقای حبیب الله احمدی، داماد شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده