خاطره
سه‌شنبه, ۱۱ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۰۸
می دانم به راهی که دوستان و همرزمانم رفته اند، خواهم رفت و به شهادت خواهم رسید. من هیچ مشکلی ندارم...

شهید معظم محمد خنجری


فرزند: احمد

ولادت: ۲۰ ̷ ۴ ̷ ۱۳۱۴

محل ولادت: روستای میانه کلاترزان مریوان

شغل: بسیج

تاریخ شهادت: ۲ ̷ ۴ ̷ ۱۳۶۶

محل شهادت: روستای رشنش

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب و اصابت گلوله

محل دفن: روستای نگل


شهید گرانقدر محمد خنجری در روستای میانه مریوان دیده به جهان گشود. پدر و مادرش احمد و طوبی نام داشتند و از طریق کشاورزی و دامداری زندگی خود را اداره می کردند. به دلیل نبود امکانات تحصیلی و ضعف قوۀ مالی خانواده در آن زمان از نعمت یادگیری سواد بی بهره ماند و از همان کودکی با کارهای سخت در روستا آشنا شد. وی در سن جوانی ازدواج نمود که ثمرۀ آن پنج فرزند ( سه پسر و دو دختر) است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اشغال اکثر مناطق کردستان توسط ضدانقلاب، به منظور دفاع از دین مبین اسلام، نظام نوپای اسلامی و نوامیس مردم مسلمان منطقه به بسیج سپاه پاسداران پیوست و مسلح گردید.

پذیرای شهادت خواهم بود

پدرم در روستای نگل خادم مسجد و قرآن بزرگ نگل بود. با قرآن مانوس  بود. به همین خاطر از تردد و رفت و آمد عوامل گروهکی به روستا، بسیار ناراحت می شد و دیگر تحمل آن همه کفر وبی دینی را نداشت. به همین دلیل تنها راهی که به نظرش رسید، پیوستن به بسیج سپاه پاسداران و مقابله با ضدانقلابیون بود. همان روز اول که مسلح شد، به مادرم گفت : می دانم به راهی که دوستان و همرزمانم رفته اند، خواهم رفت و به شهادت خواهم رسید. من هیچ مشکلی ندارم. اگر به من قول بدهی که در میان بچه ها بمانی و از آن ها همچنان مراقبت کنی دیگر خیالم راحت خواهد شد و پذیرای شهادت خواهم بود.

از خاطرات آقای شریف خنجری، فرزند شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده