وصیت نامه
از قول من به امام عزيز بگوئيد كه اى امام عزيز با سربازان حقير اسلام تا ظهور حضرت مهدى موعود با تو پيمان مى بنديم كه تو را تنها نخواهيم گذاشت و اجازه نخواهيم داد كه هيچ ابرقدرتى قصد تجاوز به مملكت مارا داشته باشد...
نوید شاهد کردستان:

شهیدحسين قنبري

يکم شهريور 1344 ،در اسفندآباد از توابع شهرستان قروه به دنيا آمد. پدرش شمس الله، کشاورز بود و مادرش صنوبر نام داشت. تا پايان دوره راهنمايي درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. سوم تير 1364 ، در آبادان بر اثر اصابت ترکش خمپاره شهيد شد. مزار او در گلزار شهداي سريش آبادشهرستان زادگاهش واقع است.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

من حسين قنبرى سرباز حقير اسلام وصيتنامه خود را تقديم به امام امت و امت امام مى نمايم اميد است كه اين وصيتنامه توانسته باشد كه تسلى خانواده ام را فراهم سازد اى امت قهرمان بدانيد كه خون من قطره ايست در درياى خون سرخ شيهدان . از قول من به امام عزيز بگوئيد كه اى امام عزيز با سربازان حقير اسلام تا ظهور حضرت مهدى موعود با تو پيمان مى بنديم كه تو را تنها نخواهيم گذاشت و اجازه نخواهيم داد كه هيچ ابرقدرتى قصد تجاوز به مملكت مارا داشته باشد چون كه اگر در خاك غرب در هر وجب يك شهيد بلكه در جنوب كشور در هر وجب هزاران شهيد تقديم جمهورى اسلامى ايران شده است و چند كلامى نيز با تو اى مادر عزيزم نگران نباش كه فرزندت در راه خدا جان داد بلكه نگران آن باش كه من در راه خدا يك بار جان دادم اى كاش هزاران بار در راه خدا خون مى دادم از قول من به برادرانم بگوئيد كه مبادا سنگر خونين مرا خالى بگذارند دوست دارم كه اسلحه رزم مرا در دست گرفته و تا آخرين قطره خون از امام عزيز حمايت و در جبهه جنگ در مقابل دشمن كافر بجنگند. و اى خواهران عزيزم مبادا در سوگ من گريه و زارى كنيد بلكه خوشحال باشيد كه توانستيد برادرى در راه خدا تقديم نمائيد و باز اى مادرم اگر دلتنگ براى من شديد با دوستان عزيزم كه هميشه با من بودند به سر قبرم بيا تا هم باعث شادى روح من و هم باعث تسلى خود باشى . و تو اى دوست عزيزم مبادا بگذارى مادرم در سوگ من گريه كند چون دشمنان خوشحال خواهند شد و هميشه دوستان را در شب جمعه بر سر قبرم جمع كرده و دعاى كميل برقرار كنيد و در ضمن براى پيروزى رزمندگان اسلام و براى صحت و سلامت وجود امام عزيز دعا كنيد ديگر عرضى ندارم اگر ممكن است در تشييع جنازه من فقط سينه زنى كنيد چون من عاشق سينه زنى براى حسن ابن على (ع ) بودم . همگى شما را به خداى بزرگ مى سپارم 4/12/63


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده