خاطره
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۲۰
از اینکه بدون روسری عکس انداخته بود خود را در برابر خدای بزرگ گناه کار می دانست.بعد از لحظاتی سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدای بزرگ کاری بکن که آن عکس ها بسوزند و دیگر ظاهر نشوند...
نوید شاهد کردستان:

شهیده معظم ؛ حدیقه شلانی


سال 1353 در شهر بانه میان خانواده متدیّن و مذهبی متولّد شد.پدرش فیض الله و مادرش جواهر نام داشت.پاییز سال 1359 برای یادگیری علم ودانش در پایه اوّل ابتدائی ثبت نام گردید.جزء دانش آموزان موفق بود.چهار سال در مقطع ابتدائی تحصیل کرد و خرداد ماه سال 63 در امتحانات نوبت سوم شرکت و با موفقیت به پایه پنجم راه یافت.چند روزی از فارغ التحصیلی در پایه چهارم ابتدائی نگذشته بود که در روز 15 خرداد سال 63 بر اثر حمله ددمنشانه هواپیما های رژیم بعث عراق به مرگ با عزّت که همانا شهادت فی سبیل الله است دست یافت.

با وجود سن و سال کم به رعایت شئونات اسلامی بسیار اهمیت می داد.حجاب اسلامی را همیشه رعایت می کرد. خواهر بزرگش جانباز بود و برای معالجه و درمان به خارج کشور اعزام گردید.درمانش به طول انجامید.یک روز تلفنی در خواست یک قطعه عکس« حدیقه» نمود. چند روز به ایام شهادتش مانده بود ،پسر بزرگم دست او را گرفت و به عکاسی برد تا عکس بگیرد.به هنگام برگشت بغض کرده بود و با دیدن من به گریه افتاد و از اینکه بدون روسری عکس انداخته بود خود را در برابر خدای بزرگ گناه کار می دانست.بعد از لحظاتی سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدای بزرگ کاری بکن که آن عکس ها بسوزند و دیگر ظاهر نشوند.روز بعد که پسرم برای تحویل عکس ها به عکاسی رفته بود، با کمال تعجب عکاس گفته بود که عکس ها سوخته و باید مجدداً عکس بگیریم.با شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و از این که این بار با حجاب کامل عکس گرفته بود بسیار خوشحال بود. 1

...................................................................................................................

1 - از خاطرات سرکار خانم جواهر ابراهیمی مادر شهید( بر گرفته از پرونده فرهنگی)


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده