زندگینامه
از چند روز قبل،مدام درباره جبهه و جنگ حرف می زد.از شهادت و جانبازی سوال می کرد.انگار به او الهام شده بود که چند روز بیشتر در این دنیا مهمان نیست...
نوید شاهد کردستان:

شهید معظم ؛ یادگار شریفی


او یکی دیگر از دانش آموزان دبستان سید جمال الدین اسد آبادی بود که بر اثر حمله ددمنشانه هواپیماهای رژیم بعث عراق به شهر بانه در نیمه خردادماه سال1363در حالی که نه سال بیشتر نداشت میان خون خودغلتید و عاشقانه پر کشید.در سال1354به دنیا آمد.پدرش صلاح و مادرش خاتون نام داشت.خردادماه سال 1363در پایه سوم درس می خواند.روحیه تعاون و همکاری او زبان زد همه بود و در انجام کارها در مدرسه با اولیاء آموزشگاه و در منزل با سایر اعضای خانواده همکاری می کرد.امتحانات نوبت سوم را با موفقیت پشت سر نهاد.مدرسه ها تقریباً به صورت نیمه تعطیل درآمده بودند.

مادرش می گفت از چند روز قبل،مدام درباره جبهه و جنگ حرف می زد.از شهادت و جانبازی سوال می کرد.انگار به او الهام شده بود که چند روز بیشتر در این دنیا مهمان نیست.روز حادثه در منزل عمویش مهمان بودیم با اصرار زیاد به قصدشرکت در راهپیمایی از ما خداحافظی کرد و با وجود سن و سال کم برای شرکت در مراسم احساس تکلیف می کرد.

راستی این دانش آموزان شهید چه زیبا عمل کردند . معلمی بودند که در خردسالی درس چگونه زیستن را به ما آموختند . شهیدانی که برای همیشه چراغ راه آیندگانند.



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده