خاطره
چهارشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۸
هر چند وقت یکبار از تاریکی شب استفاده می کرد و مقداری مایحتاج زندگی را بر می داشت و به در خانه ی آنها می برد و تقدیم می کرد.
نوید شاهد کردستان:

شهید معظم ؛ محمد رسول زاده


چند سالی قبل از شهادت ازروستا به شهر مهاجرت کرد،قناعت و ساده زیستی را سرلوحه زندگی خود قرارداد. در مغازه ی کوچکی به شغل بقالی اشتغال داشت و از این طریق امرار معاش می کرد.

در انجام فرائض دینی بسیار کوشا و همیشه در نماز های جمعه و جماعت حضور فعال داشت. در سال 1286 در روستای «میر آباد»از توابع شهرستان مرزی بانه در خانواده ی کشاورز دیده به جهان گشود.پدرش رسول ، معروف به «عبدالله» و مادرش خورشید نام داشت.

اگر چه مدرسه نرفته بود،امّا به رو خوانی قرآن کریم آشنائی کامل داشت و قرآن را در مکتب خانه های قدیمی به سبک سنتی آموخت وعامل به دستورات آن واجرای فریضه الهی امربه معروف ونهی ازمنکر بود.

در دستگیری از نیازمندان پیشقدم بود.در جوانی ازدواج کرد.همه فضائل اخلاقی را دروجود خود نهادینه کرده بود و77سال زندگی را با همه فراز و نشیب هایش پشت سر نهاد و سرانجام در روز سه شنبه 15 خرداد سال 63 مصادف با پنجم رمضان با زبان روزه سعادت شهادت در راه خدا را پیدا کرد و خونین بال به حیات ابدی دست یافت.از این شهید بزرگوار چهار فرزند به یادگار مانده است.

کمک به نیازمندان

یکی از شهروندان بانه وضع مالی ضعیفی داشت.همسرم از طریق یکی از فرزندان همین شهروند که دانش آموز بود از وضعیت وی مطلع شد.این دانش آموزظاهراً مسیر مدرسه اش از کنار مغازه شهیدبوده و بدینوسیله از وضعیت مالی آنها مطلع می شود. هر چند وقت یکبار از تاریکی شب استفاده می کرد و مقداری مایحتاج زندگی را بر می داشت و به در خانه ی آنها می برد و تقدیم می کرد . 1

.................................................................................................................

1 - از خاطرات خانم نجیبه رسول زاده همسر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده