خاطره
چهارشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۸
به او قول می دهد که تلاش کند تا فرد اهداء کننده را بیابد.هر چه تلاش می کند موفق نمی شود و در نهایت خودش اقدام به اهداءکلیه می نماید و کلیه اش را به فرد نیاز مند اهداء می نماید .
نوید شاهد کردستان:

شهید معظم ؛ ملا عبدالکریم رسولی


تحت تربیت صحیح خانواده در همان اوان نو جوانی با مسجد و مسائل مذهبی آشنا گردید.آنقدر به قرآن علاقه مند بود که در سن نو جوانی در مدت کمتر از 7 ماه آن را ختم نمود.علوم قرآنی را در کنار روحانی روستای محل تولّدش «دوله کویر» فراگرفت.همین شوق و علاقه به معارف اسلامی باعث شد که برای کسب علوم قرآنی و دینی از روستای خود هجرت نماید و مدت ها در روستا های « آرمرده ، کانی بند بانه و ترجان بوکان» و شهر بانه و سلیمانیه عراق درمحضرعلمای بزرگ آن دوران به کسب علم بپردازد و سرانجام بعد از سالها تلاش موفق به اخذ مدرک « افتاء» گردید.

بعد از کسب درجه افتاء به عنوان روحانی و امام جمعه و جماعت در تعداد زیادی از روستا های منطقه بانه به ارشاد و راهنمائی مردم پرداخت و شاگردان زیادی را تربیت نمود.سپس برای ارشاد و راهنمائی مردم و ترویج احکام دین مبین اسلام به شهر بانه عزیمت نمود و در مساجد سید رضا و مسجدی که بعد ها به نام خود آن شهید مشهور گشت،بعنوان امام جمعه انجام وظیفه نمود.

رفتار اسلامی، صداقت و پاکدامنی او زبانزد خاص و عام بود.علاوه بر مسائل دینی و اخلاقی از مسائل اجتماعی و سیاسی روز غافل نبود.

اجازه افتاء را از مرحوم ملا عبدالکریم مدرس دریافت کرد. سال 1295 در روستای دوله کویر بانه دیده به جهان گشودو در همان روستا ازدواج نمود.حاصل ازدواجش هفت فرزند است.

در رژیم سابق تلاشش این بود که ماهیت پلید رژیم را برای مردم تبیین نماید.با شکل گیری انقلاب اسلامی در ابراز علاقه مندی و ارادت خود را به حضرت امام خمینی(ره) از دیگران پیشی گرفت.

در بهار سال 61 به همراه تعدادی از روحانیون اهل سنت در حسینیه جماران با آن رهبر فرزانه دیدار و امام را زیارت کردند.از همان ابتدای فعالیت مرکز بزرگ اسلامی جذب این نهاد شد و در پیشبرد اهداف و برنامه های این مرکز دینی تلاش نمود.

در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، به منظور انجام امور تبلیغی به جبهه های « مائوت - آرمرده - عباس آباد و دیگرمناطق» اعزام گردید.در دستگیری نیازمندان در حد توان کمک می کرد.

اوج ایثار

پدرم به دلیل ناراحتی جسمی هر ماه مجبور بود به بیمارستان مراجعه کند.در یکی از مراجعات مردی را گریان مشاهده می کند،علت را جویا می شود و آن مرد می گوید: فرزندش کلیه اش را از دست داده و نیاز به پیوند کلیه دارد . به او قول می دهد که تلاش کند تا فرد اهداء کننده را بیابد.هر چه تلاش می کند موفق نمی شود و در نهایت خودش اقدام به اهداءکلیه می نماید و کلیه اش را به فرد نیاز مند اهداء می نماید .

سرانجام در روز 15 خرداد سال 63 بر اثر بمباران هوائی شهر بانه توسط رژیم بعث عراق به مقام عظمای شهادت دست یافت و روح بلندش به ملکوت اعلی پیوست. 1

.............................................................................................................................

1 - از خا طرات دختر شهید



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده