خاطره
يکشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۴۷
بعدازشهادت همسرم باوجودی که دوبچه صغیر داشتم به رزمندگان اسلام خدمت می کردم.فعالیتم را از خانه های قدیمی سپاه وخانه وحدت شروع کردم ...
نوید شاهد کردستان:

عبدالله در مورخه 2/1/1338 در روستای ماديان دول از توابع سنندج میان خانواده ای بی بضاعت به دنیا آمد . پدرش فیض الله و مادرش رابعه نام داشت که درسال 1358 مادرش را ازدست داد . دوران کودکی را در خانه با سنت های روستایی گذراند. در سن 6 سالگی پدرش وی را روانه مدرسه جهت کسب علم و دانش نمود. ولی افسوس که او نیز همانند خیلی دیگر از هم دوره هایش تحصیل را میانه راه رها کرد و تا دوم ابتدایی بیشتر نتوانست درس بخواند و به ناچار به همراه پدرش به کارگری مشغول شد.همراه کار در کلاس ایمان پدرش به فراگیری آداب و رسوم مذهبی پرداخت و در انجام تکالیف شرعی شهره شد.

درسال 1359 با دختر عمویش ثنایت محمودی ازدواج کرد و صاحب یک پسر به اسم محمد و یک دختر به اسم لیلا شد.

پس ازپیروزی انقلاب اسلامی درتاریخ 28/5/1361 با عنوان بسیج به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد در آمد . عبدالله برای حفاظت از دین و آیین محمدی سلاح بر دوش گرفت تا با سلاح ایمان، خود ریشه هر چه تباهی و پستی و شرک بود برکند . او در این راه لحظه ای سستی به خود راه نداد تا سرانجام در تاریخ 21/2/62 به دست ایادی آمریکا در اسلام دشت مریوان براثر اصابت تير به گردن شربت شهادت را نوشید و آسمانی شد و در قبرستان عمومی دارسیران به خاک سپرده شد.

فعالیتم را از خانه های قدیمی سپاه و خانه وحدت شروع کردم

درسن 14 سالگی باشهید عبدالله محمودی پسرعمویم ازدواج کردم و صاحب 2 فرزند یک دخترو یک پسرشدم.همسرم پاسداربودوعلاقه زیادی به خدمت به اسلام وانقلاب داشت و بالاخره درسال1362شربت شیرین شهادت رانوشید.بعدازشهادت همسرم باوجودی که دوبچه صغیر داشتم به رزمندگان اسلام خدمت می کردم.فعالیتم را از خانه های قدیمی سپاه وخانه وحدت شروع کردم .مادراحمدی همسر شهیدابوعمار سرپرستی مارابه عهده داشت.درسپاه کارهایی ازقبیل شستن پتوهای خونی، پختن نان و دوختن کفن انجام می دادیم.چون خودم فرزند پاسداربودم مادرم من راتشویق می کردکه به سپاه خدمت کنم می گفت:من بچه هایت رانگه می دارم تا توبتوانی راحت خدمت کنی. عمویم نیزشهید محمود محمودی به دست گروهک ضدانقلاب ترورشد.شهادت عمویم و شوهرم نتوانست عقیده محکم مارانسبت به اسلام وانقلاب سست کند.باوجوداینکه بارهاازطرف ضدانقلاب تهدید شده بودیم که برای سپاه کارنکنید ولی ایمان مامحکم تر ازتهدیدات آنهابود.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده