خاطره
سه‌شنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۵۴
مادر جان! من ديگر بر نمي‌گردم، اين آخرين ديدار من است، مي‌خواهم با برادران و خواهرانم خداحافظي بكنم. با همه خداحافظي كرد و رفت و به آسمان پيوست.
نوید شاهد کردستان:

شهید محمد مهدي شرفبياني

يکم شهريور 1347 ،در روستاي سريش آباد از توابع شهرستان قروه به دنيا آمد.پدرش اقبال و مادرش حميده نام داشت. تا دوم راهنمايي درس خواند. پاسدار وظيفه بود. بيست و نهم فروردين 1366 ، در مريوان هنگام درگيري با گرو ههاي ضدانقلاب براثر اصابت گلوله به سر و صورت، شهيد شد. پيکر او را درزادگاهش به خاک سپردند.

آخرين ديدار»1

مهدي تازه از جبهه برگشته بود، پس از دو روز به ما گفت: مي‌خواهم به جبهه برگردم، من مخالفت كردم و گفتم: تو دو روز نيست كه آمده‌اي دوباره مي‌خواهي برگردي؟! چيزي نگفت. چند روز از اين ماجرا گذشت، روزي مشغول غذا خوردن بوديم، ديدم مهدي به فكر فرو رفته است، گفتم: مهدي جان! اتفاقي افتاده است؟ سرش را بلند كرد، اشك بر گونه‌هايش جاري شده بود، بلند شد و بيرون رفت، من هم به دنبالش رفتم، گريه مي‌كرد، با اصرار از او خواستم علت ناراحتي و گريه‌اش را بگويد، گفت: مادر! من مي‌خواهم به جبهه بر گردم. با ديدن حال مهدي خيلي نارحت شدم و با خواسته‌اش مخالفت كردم اما صبح كه ديدم آماده شده است و عزم رفتن دارد، ديگر مخالفت نكردم. از من خداحافظي كرد و رفت، اما دوباره برگشت و گفت: مادر جان! من ديگر بر نمي‌گردم، اين آخرين ديدار من است، مي‌خواهم با برادران و خواهرانم خداحافظي بكنم. با همه خداحافظي كرد و رفت و به آسمان پيوست.




1- به نقل از خانم حميده حيدري مادر شهيد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده