خاطره
يکشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۹
روزی که با لباس سادۀ بسیجی جلوی چشمانم ظاهر شد. اشک در چشمانم حلقه زد. سرم را پاییم اندختم که مبادا اشکم را ببیند. اما گویا اشکم را دید. با خنده و شوخی گفت می دانم چرا گریه می کنی حتما بخاطر پاره بودن کفش هایم است...
نوید شاهد کردستان:

شهید شریف کریمی


فرزند: حسن

ولادت: ۳ ̷ ۴ ̷ ۱۳۴۶

محل ولادت: روستای چغازرد سنندج

شغل: پیشمرگ مسلمان و فرمانده دسته

تاریخ شهادت: ۲۵ ̷ ۱۲ ̷ ۱۳۶۰

محل شهادت: سه راهی دیواندره

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب- اصابت گلوله

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


شریف کریمی فرزند حسین و فیروزه در میان خانواده ای روستایی و در روستای چغازرد سنندج دیده به جهان گشود. تا پایان دورۀ ابتدایی درس خواند و پس از آن به دلیل بی توجهی رژیم گذشته نسبت به مردم روستا ها و محرومیت از امکانات تحصیلی، ترک تحصیل نمود و به کار در کنار خانواده پرداخت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی اکثر شهر ها و روستا های کردستان به اشغال ضدانقلاب درآمد و آتش جنگ و درگیری های داخلی برافروخته شد. چندسال بعد شریف که مخالف گروهکهای کافر بود و نسبت به رهبر عالیقدر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) عشق می ورزید، با نیت دفاع از آب و خاک و نوامیس مردم به عنوان پیشمرگ مسلمان کرد به سپاه پاسداران پیوست و مسلح گردید. پس از شرکت در چندین عملیات پاکسازی، سرانجام هدف اصابت گلوله ضدانقلاب قرار گرفت و به شهادت رسید.

برادرم ظاهرش ساده بود

فاصلۀ سنی ما زیاد نبود. با برادرم جرو بحث می کردیم. در عالم کودکی قهر می کردیم و خیلی زود هم آشتی می کردیم و انگار اتفاقی نیفتاده است. روزی که با لباس سادۀ بسیجی جلوی چشمانم ظاهر شد. اشک در چشمانم حلقه زد. سرم را پاییم اندختم که مبادا اشکم را ببیند. اما گویا اشکم را دید. با خنده و شوخی گفت می دانم چرا گریه می کنی حتما بخاطر پاره بودن کفش هایم است. در حقیقت همین طور هم بود. برادرم عضوی از یک خانوادۀ روستایی و مستضعف، از نظام نوپایی می خواست دفاع کند که متعلق به خودش بود. ظاهر و باطن او این را به خوبی نشان می داد. برادرم در راهی که انتخاب کرده بود به شهادت رسید و امروز اقتدار نظام الهی ما از خون شهداست.

از خاطرات خانم مریم کریمی، خواهر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده