خاطره
يکشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۹
احمد خواست بیرون برود. نمی دانم چرا دلشوره پیدا کردم. گفتم شما امروز بیرون نروید. گفت برای آبیاری کردن کفش ندارم و باید بخرم.
نوید شاهد کردستان:

شهید  احمد جعفر رمشتی


فرزند: باقر

ولادت: ۱۰ ̷ ۱ ̷ ۱۳۰۹

محل ولادت: سنندج

شغل: کشاورز

تاریخ شهادت: ۲۵ ̷ ۱۲ ̷ ۱۳۶۱

محل شهادت: سنندج

نحوۀ شهادت: ترور محل دفن گلزار شهدای سنندج

خواست خدا، شهادت احمد بود.

قبلا گروهکهای ضدانقلاب به داخل حیاط خانه مان نارنجک پرتاب کرده بودند. چند روزی به عید نوروز مانده بود. مشغول تهیه شام بودم. احمد خواست بیرون برود. نمی دانم چرا دلشوره پیدا کردم. گفتم شما امروز بیرون نروید. گفت برای آبیاری کردن کفش ندارم و باید بخرم. احمد بیرون رفت و قتی برگشت کفش ها را روی پله گذاشت و به قصد رفتن به مسجد محل دوباره بیرون رفت. باران به شدت می بارید. دو دقیقه نگذشته بود که صدای تیر اندازی از کوچه به گوشم رسید. بیرون دویدم. مردم می دویدند و فریاد می زدند: احمد مینا را کشتند.(اسم مادرش را به عنوان لقب به او داده بودند) پیکر مطهر همسرم غرق در خون جلوی مسجد افتاده بود. خواست خدا، شهادت احمد بود.

از خاطرات خانم حمیده امیری، همسر شه


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده