خاطره
يکشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۴
خدا را شکر که هرچه می گذشت با آن ها بیشتر آشنا می شد. تا جایی که فهمید ضدانقلابیون عصای دست استکبار و صهیونیست هستند و دورغ می گویند...
نوید شاهد کردستان:

شهید ناصر ساعدی


فرزند: احمد

ولادت: ۶ ̷ ۳ ̷ ۱۳۴۱

محل ولادت: روستای گرگر علیا کامیاران

شغل: کشاورز

تاریخ شهادت: ۲۳ ̷ ۱۲ ̷ ۱۳۶۳

محل شهادت: روستای گرگر علیا کامیاران

نحوۀ شهادت: ترور توسط ضدانقلاب

محل دفن: روستای گرگر علیا کامیاران


به دامان اسلام بازگشت

پسرم ناصر از آن جایی که به شیوۀ سنتی تربیت شده بود، همیشه می گفت که رضای خدا در رضای شما می بینم. با احترام و مهربانی با همه رفتار می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پیدایش گروهکهای کو مه له و دمکرات، به دلیل کم سوادی و نا آگاهی فریب شعارهای دروغین آن ها را خورد و دو سال به دمکرات پیوست. خدا را شکر که هرچه می گذشت با آن ها بیشتر آشنا می شد. تا جایی که فهمید ضدانقلابیون عصای دست استکبار و صهیونیست هستند و دورغ می گویند. این ها را با چشم خودش دیده بود. به همین خاطر بدون میل و رضایت دمکرات، اسلحه اش را آورد و خودش هم به دامان اسلام بازگشت. او شروع به همکاری با رزمندگان سپاه پاسداران کرد تا گذشته اش را جبران نماید. در روستا در کنار خودم کشاورزی می کرد. هیچ وقت نماز و روزه اش را ترک نکرد. ضدانقلاب زخم خورده، در یک بعد از ظهر نزدیک به عید نوروز، جلوی چشمان خودمان او را به رگبار بستند.

از خاطرات آقای احمد ساعدی، پدر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده