زندگینامه
در آخرین مرخصی که به خانه برگشته بود به مادرش می‌گوید اگر شهید شدم بی تابی نکنید و مراسمم را مثل جشن عروسی برگزار کنید...
نوید شاهد کردستان:

شهیدمحمدرضا قزوینی در اول آذر ماه سال یکهزار و سیصد و چهل در خانواده‌ای مذهبی و محروم در روستای چهل امیران از توابع شهرستان بیجار به دنیا آمد. پدرش محمد حسن و مادرش جواهر نام داشت. در سن شش سالگی وارد مدرسه شد و همزمان با تحصیل، هم دوش پدر در زمینهای کشاورزی به کار ‌می پرداخت. بعد از پایان تحصیلات ابتدایی به علت نبود مدرسه‌ی راهنمایی به بیجار آمد و تا دوم راهنمایی در شهر به ادامه تحصیل پرداخت. در این سال محمدرضا به سبب فقر مالی خانواده مجبور شد سخت ترین تصمیم زندگی‌اش را بگیرد و به دور از خانواده به تهران برود.
سرانجام پس از گشت و گذار فراوان در یک چاپخانه مشغول به کار شد و همزمان در مقطع سوم راهنمایی به تحصیل پرداخت.
این اتفاقات مصادف با روزهای اعتراض مردمی برضد رژیم طاغوت بود که محمدرضا با بصیرت سیاسی و مذهبی در تمام تظاهراتها شرکت می‌کرد. گاهی نیز با اعلامیه‌های امام به روستا بر می‌گشت و مردم ده را به پیروی از رهبر انقلاب تشویق می‌نمود.
مدتی از پیروزی انقلاب گذشت، هنوز مردم شیرینی عدالت طلبیشان را نچشیده بودند که جنگی نابرابر بر ایران تحمیل شد و تمام مشمولین وظیفه به سمت جبهه‌ها اعزام شدند. محمدرضا با تمام وجود، برای حضور در بین دلاورمردان اعلام آمادگی کرد. دوره‌ی آموزشی را در تیپ زرهی زنجان گذراند و بعد از پایان دوره‌ی آموزشی از طریق لشگر شانزده زرهی ارتش به جبهه‌ی جنوب اعزام شد. در آخرین مرخصی که به خانه برگشته بود به مادرش می‌گوید اگر شهید شدم بی تابی نکنید و مراسمم را مثل جشن عروسی برگزار کنید. با همین رویا به جبهه برگشت و سرانجام در هجدهم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و شصت در منطقه‌ی چذابه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و جاودانه شد. پیکر پاکش را در زادگاهش روستای چهل امیران به خاک سپردند.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده