خاطره
پنجشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۰۹
یوسف بیرون می رود. آنها خود را همکار یوسف معرفی کرده وحتی با او دست می دهند...
نوید شاهد کردستان:

شهید یوسف الله ویسی

فرزند: عبدالله

ولادت: ۵ ̷ ۸ ̷ ۱۳۴۱

محل ولادت: روستای دولت آباد سنندج

شغل: راننده- همکاری با سپاه

تاریخ شهادت: ۱۳ ̷ ۱۱ ̷ ۱۳۶۱

محل شهادت: سنندج

نحوۀ شهادت: ترور- اصابت گلوله

محل دفن: روستای دولت آباد سنندج


یوسف فرزند عبدالله و خدیجه درمیان خانواده ای روستایی و زحمتکش و در روستای دولت آباد سنندج به دنیا آمد. به دلیل محرومیت از امکانات تحصیلی و همچنین، عدم بضاعت مالی از نعمت آموختن سواد محروم ماند و به کشاورزی و کار در روستا پرداخت.

یوسف جوانی متدین و اهل مسجد بود. به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب اسلامی به پیر جماران حضرت امام راحل (ه) و پیدایش گروهکهای کافر و ضدانقلاب به مخالفت با آن ها پرداخت و با سپاه پاسداران همکاری نمود. دراین مقطع وی راننده بود. سرانجام درحالیکه فقط بیست بهار از زندگی اش را سپری بود، توسط ضدانقلاب ترور و به فیض شهادت نائل آمد.

ضدانقلاب در لباس سپاه پاسداران

یوسف مخالف گروهکهای ضدانقلاب بود. وقتی سنندج وحومۀ آن پاکسازی شد، به عضویت پیشمرگان مسلمان کرد درآمد. او را بارها تهدید به مرگ کردند اما یوسف هربار بیشتر روی عقیده اش پافشاری می کرد. همان روزی که قرار بود به شهادت برسد، یوسف برای شام میهمان دعودت کرده بود. به خانه آمد و سفارشاتی در مورد نوع غذا و نحوۀ پذیرایی کرد و گفت من می روم بیرون و بر می گردم. درمحل ما قهوه خانه ای بود. یوسف به آن جا رفته و چای می خورد. چند نفر با لباس سپاه پاسداران جلوی قهوه خانه می روند یوسف را صدا می زنند. ناگهان اسلحه در آورده و به یوسف شلیک می کنند و او را به شهادت می رسانند. قبل از این که من صدای شلیک گلوله ها را بشنوم، خودم را مواخذه می کردم که چرا مانع رفتن او نشدم. اوضاع خیلی خطرناک بود و نمی بایست می گذاشتم بیرون برود. دو ماه از ازدواج یوسف گذشته بود که شهید شد.

از خاطرات خانم خدیجه علیمرادی، مادر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده