زندگینامه
در زمان حکومت شاهنشاهی با وجود سن کم در تظاهرات شرکت می‌کرد و در پخش اعلامیه‌های امام در بین مردم کوشا بود تا جایی که در همین تظاهراتها چند بار مورد ضرب و شتم قرار گرفت...
نوید شاهد کردستان:

شهید  ماشاالله قائینی در پانزدهم آبان سال یکهزار و سیصد و چهل و پنج در خانواده‌ای مذهبی و متوسط در شهرستان بیجار دیده به جهان گشود. پدرش شهاب و مادرش مچول نام داشت. در سال پنجاه و دو وارد مدرسه شد و دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت.

در زمان حکومت شاهنشاهی با وجود سن کم در تظاهرات شرکت می‌کرد و در پخش اعلامیه‌های امام در بین مردم کوشا بود تا جایی که در همین تظاهراتها چند بار مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

بعد از پایان دوره‌ی ابتدایی وارد مدرسه‌ی راهنمایی شد اما به علت فقر مادی و از کارافتادگی دست از علم آموزی کشید و به کارگری پرداخت.

در زمینه‌ی لوله کشی و سیم کشی مهارت یافت و به این وسیله هم مخارج خانواده‌اش را تأمین می‌کرد و هم به رسم مولای متقیان از افراد مستمند دستگیری می‌نمود.

در روزهای بعد از انقلاب در انجمن اسلامی و ستاد نماز جمعه فعالیت می‌کرد و بسیار معتقد و مقید به انجام واجبات بود.

سال شصت و سه که هنگامه‌ی خدمت سربازی فرا رسیده بود چیزی فراتر از وظیفه او را به جبهه‌ی جنگ کشاند. چیزی که در وصیت نامه‌اش بارها از خدا طلب کرده و جایی جز معرکه‌ی باطل علیه حق برای تحققش نبود.

ماشاالله به آرزوی شهادت عزم جبهه کرد. از طریق لشکر پنجاه و هشت ذوالفقار گردان صد و نود و سه ارتش به جبهه اعزام شد و هشت ماه به نبرد با دشمن بعثی پرداخت. سرانجام در دوم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد وشصت و چهار در منطقه‌ی زبیدات بر اثر واژگون شدن خودرویش در حین مأموریت به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بیجار به خاک سپرده شد.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده