خاطره
یکی از آن ها تعریف می کرد که در یکی از عملیات ها یکی از فرماندهان عراقی زخمی می شود. فرهاد این فرماندۀ دشمن را درمیان بارانی از گلوله به دوش می کشدو به عقب می آرد تا درمان بشود...
نوید شاهد کردستان:

شهید مظعم فرهاد سیفی



فرزند: یدالله

ولادت: ۲۰ ̷ ۳ ̷ ۱۳۴۵

محل ولادت: سنندج

شغل: سرباز وظیفه ارتش

تاریخ شهادت: ۲۸ ̷ ۱۰ ̷ ۱۳۶۵

محل شهادت: جبهه نفت شهر

نحوۀ شهادت: اصابت ترکش خمپاره

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


در شهرستان سنندج دیده به جهان گشود. پدر و مادرش یدالله و خاتون نام داشتند. با رسیدن به سن مدرسه در دبستان ثبت نام شد تا سواد بیاموزد. وی تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند و از آن پس به دلیل محرومیت از امکانات تحصیلی و مالی ترک تحصیل نمود و به کار پرداخت.

با رسیدن به سن خدمت نظام، داوطلبانه خود را معرفی و به عنوان سرباز وظیفه ارتش (لشکر ۵۸ ذوالفقار) عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید.

پس از چندین ماه خدمت و نبرد با دشمن متجاوز سرانجام هدف اصابت ترکش خمپاره دشمن بعثی قرار گرفت و به شهادت رسید.

نجات فرمانده مجروح عراقی

وقتی به جبهه رفت، پشت سرهم عملیات می شد و او شرکت می کرد. فرهاد به جای همرزمانی که متأهل بودند درعملیات ها داوطلب شرکت می شد و می گفت آن ها زن و بچه دارند. به شهادت که رسید، پیکر مطهرش چهل و پنج روز در تیر رس عراقی ها مانده بود و کسی نتوانسته بود او را بیاورد. فرهاد ابتدا زخمی می شود. بعد هم بخاطر این که اسلحه اش به دست عراقی ها نیفتد، آن را از دسترس دشمن خارج می کند و بعد به شهادت می رسد. همرزمانش و درجه دار ها برای تشییع پیکر پاک برادرم آمده بودند. یکی از آن ها تعریف می کرد که در یکی از عملیات ها یکی از فرماندهان عراقی زخمی می شود. فرهاد این فرماندۀ دشمن را درمیان بارانی از گلوله به دوش می کشدو به عقب می آرد تا درمان بشود.

از خاطرات آقای عبدالله سیفی برادر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده