وصيت نامه
در این محراب خونبارم، ز خون بر تن کفن دارم، بود حق یاور من، خمینی رهبردینم، حسینی‌ خط و آئینم، که لطف کلامت نه شرقیم نه غربیم [ نه] در قید گروهیم ولیِّ من امام است، فدای راه دینم من، حماسه آفرینم من، شهادت زیور من، چو جانبازان عاشورا،...
نويد شاهد كردستان:

وصيت نامه شهيد محمدابراهيم خدابنده لو


بیا ای پدر، مهربان پدرم، شجاع قهرمان پرور کنار سنگر من، اگر دیدی [ به] خون غلتان، تنم افتاده در میدان بز[ ا] نو نهِ سرِ من، چو من سرباز اسلامم، رسد چون بر تو پیغامم حلالم کن، حلالم چو پیمان با خدا بستم، ز یاران جمله بگسستم، روان سوی کمالم، دراین معراجِ انسانی ببر ما را تو قربانی، حضور داور من، مرا با هر غم و دردی، چه زیباتربیت کردی، نمودی سرفرازم بیا جانم به قربانت، زنم بوسه به دستانت نواز[ ش] کن توبازم، در این محراب خونبارم، ز خون بر تن کفن دارم، بود حق یاور من، خمینی رهبردینم، حسینی‌ خط و آئینم، که لطف کلامت نه شرقیم نه غربیم [ نه] در قید گروهیم ولیِّ من امام است، فدای راه دینم من، حماسه آفرینم من، شهادت زیور من، چو جانبازان عاشورا، کنم هنگامه برپا که سوزد جان صدام، به کف گیرم مسلسل را، شکافم سینة اعدا،کنم روزِ عدو [ را] شام، ز دشمن رو نگردانم، اگر از تن رود جانم، اگر افتد سر من، بده دستم تفنگم را، سلاح روز جنگم را، که واجب گشته بر من، که از خشم آتش افروزم، همه صدامیان سوزم، بریزم خون دشمن، به من داده است روح الله، نشان تاج جندالله، امام ورهبر من، ای نامه بگو با دوستان من، کلامی از زبان من همه این ره بپویند، به راه مکتب وقرآن بیایند اندر این میدان رضای خدا بجویند، اگر کشتند کفارم، شَوید از مرحمت یارم،کنید پر سنگر من، در این کرب و بلا یاران، که باشد دشت خوزستان و ماهشهر تن خون و خاکم، کنار کرخه یا کارون که باشد لاله زار از خون، شهادت زیور من، که این خاک ازشهیدانست چو عطر از خون ایشان است، معطر بستر من، پس از مرگم تو با خواهرانم،رو نعشم مزن بر سر که دشمن شاد گردد، دعا کن بهر جانبازان، که [ با] همت ایشان وطن آزاد گردد، اگر الگوی دورانی به هنگام سخنرانی [؟]یادآور من، حسین فرزند پیغمبر چوشد در کربلا بی سر برای حفظ اسلام، پیام خون او زینب [ به] قصد 1 یاری مکتب رسانداز کوفه تا شام، آسمان خون گریه کن. ای آسمان خون گریه کن آسمان خون گریه کن. بر

غم این خواهران و پدران مادران خون گریه کن، شوق یزدان در سرم بود و به میدان آمدم،من پی آزادی 2 سوسنگرد 3 و بستان خاکم آمدم درد محرومان عالم را چون درمان آمدم. برغریبی های فرزندان ایمان گریه کن. این وصیت نامه را که نوشتم [ به] دست یکی از هم قطارهایم دادم.         پدرم بدهد [ تا] بماند یادگاری اگر من نمانم خطم بماند یادگاری نوشتم [ به] تاریخ 59/10/10محمدابراهیم خدا بنده لو /   پدر عزیزم امام را تنها نگذاری امام عزیز را دعا کنید. .

                                                  محمدابراهیم خدابنده لو


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده