خاطره
گفت لازم نیست حتما کمک مالی باشد. هرکس نمی تواند کمک مالی کند، برای کارکردن و تعمیر خانۀ همسایه آستین بالا بزند...
نويد شاهد كردستان:

شهید امیر ملایی

فرزند: محمد

ولادت: ۱ ̷ ۱ ̷ ۱۳۳۹

محل ولادت: روستای تودار سنندج

شغل: پاسدار

تاریخ شهادت: ۱۲ ̷ ۱۰ ̷ ۱۳۶۵

محل شهادت: گلاله عراق

نحوۀ شهادت: درگیری با دشمن بعثی- اصابت گلوله

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


پدر و مادرش محمد و دلبر نام داشتند و با کشاورزی و دامداری زندگی خود را اداره می کردند. امیر تا کلاس چهارم ابتدایی درس خواند و به دلیل عدم بضاعت مالی و نبود امکانات آموزشی در آن دوره ترک تحصیل نمود و تن به کار در روستا سپرد.

در سال ۱۳۵۸ ازدواج نمود که ثمرۀ آن سه فرزند ( یک پسر و دو دختر) است.

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی درسال ۱۳۵۷ برای دفاع از دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی به عنوان پاسدار به سپاه پاسداران پیوست و مسلح گردید.

وی در چندین عملیات پاکسازی منطقۀ کردستان از لوث وجود ضدانقلاب فعالانه شرکت نمود و سرانجام در درگیری با نیرو های ارتش عراق در منطقۀ گلاله هدف اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

همکاری درامرخداپسندانه

همسرم، شهید امیر ملایی بخاطر اخلاق و رفتارخوبی که داشت لیاقت شهادت در راه خدا را پیدا کرد. زمانی ما در روستا بودیم. یکی از همسایه ها که عیال وار بود و وضعیت مالی خوبی هم نداشتند، خانه شان در اثر بارندگی شدید خراب شده بود. همسرم خیلی از این وضعیت ناراحت بود. گفت یکی از اتاق هایمان را که حالت انباری داشت، خالی کنم که این خانواده موقتا این جا بیایند. بعد خودش از طریق مسجد و اهالی روستا از مردم درخواست کمک کرد و گفت لازم نیست حتما کمک مالی باشد. هرکس نمی تواند کمک مالی کند، برای کارکردن و تعمیر خانۀ همسایه آستین بالا بزند. مردم با همکاری هم در مدت یک ماه خانۀ همسایه را ساختند. این خانواده درحالی که اشک شوق می ریختند، با صلوات وارد خانۀ خود شدند و حتی بعد از این همه سال هنوز خود را مدیون خوبی های او می دانند.

از خاطرات خانم شرافت حیدری، همسر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده