خاطره
چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۲۴
معلم درب کلاس را باز کرد ناباورانه دیدم برادرم رسول است. گفت آمده است از وضعیت درس هایم جویا شود...
نويد شاهد كردستان:

شهید رسول محمدی

فرزند: جعفر

ولادت: ۱ ̷ ۵ ̷ ۱۳۴۶

محل ولادت: روستای قلعه سورسور کامیاران

شغل: سرباز نیروی انتظامی

تاریخ شهادت: ۲ ̷ ۹ ̷ ۱۳۷۰

محل شهادت: منطقه بم

نحوۀ شهادت: درگیری با اشرار- اصابت گلوله

محل دفن: گلزار شهدای سنندج


رسول فرزند جعفر و مروارید در روستای قلعه سورسور کامیاران دیده به جهان گشود.

پدر و مادرش از راه کشاوری زندگی خود را اداره می کردند. با رسیدن به سن مدرسه و ثبت نام در دبستان تحصیلات دورۀ ابتدایی، راهنمایی و سپس متوسطه را به پایان برد و مدرک تحصیلی دیپلم اقتصاد گرفت.

بارسیدن به سن انجام خدمت سربازی، داوطلبانه خود را معرفی و به عنوان سرباز وظیفه در نیروی انتظامی خدمت نمود.

وی پس از ماه خدمت و حفاظت و پاسداری از مرز های میهن اسلامی، سرانجام در منطقۀ بم هدف اصابت گلوله اشرار قرار گرفت و به کاروان سرخ شهادت پیوست.

جوياي درس

کلاس اول راهنمایی بودم. درس هایم خوب بود زیرا برادرم در خانه به من کمک می کرد. آن روز که درس دینی داشتیم، شب قبل مشکلی داشتم که درسم را نخوانده بودم. از بدشانسی معلم به سراغم آمد و شروع به سوال کردن کرد. من جواب ها را ندانستم. در این حین کسی به درب کلاس چند ضربه زد. خوشحال شدم که سر معلم ما گرم می شود و دیگر از من نمی پرسد! معلم درب کلاس را باز کرد ناباورانه دیدم برادرم رسول است. گفت آمده است از وضعیت درس هایم جویا شود. فکر کردم مرا با خودش می برد. اما به معلم ما گفت با اجازۀ شما من می نشینم و شما از پرویز سوال کنید. خاطرۀ آن روز را فراموش نمی کنم.

از خاطرات آقای پرویز محمدی، برادر شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار