خاطره
سه‌شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۲
و نه تنها خاک میهن اسلامی در خطر اشغال توسط دشمن بود، پایه‌های انقلاب اسلامی ما که حاصل خون شهدا بود، تهدید می‌شد و فرزاد تصمیم گرفته بود خدمت سربازی برود و دین خود را نسبت به خون شهداء عزیز ادا نماید...
نويد شاهد كردستان:

شهید معظم: فرزاد یغموری

فرزند: عیسی

ولادت: 31/6/1341

محل ولادت: سنندج

شغل: سرباز وظیفه ارتش (لشکر 28 کردستان)

تاریخ شهادت: 6/8/1362

محل شهادت: پینجوین عراق

نحوه شهادت:درگیری بادشمن بعثی

محل دفن: بهشت محمدی سنندج


در تاریخ سی و یکم شهریور ماه 1341 در شهر سنندج دیده به جهان گشود. پدرش عیسی، ارتش و مادرش شریفه،خانه‌دار بود.

دوران تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت طی نمود و وارد دبیرستان گردید. تحصیلات متوسطه را نیز با اخذ مدرک دیپلم در رشته انسانی به پایان رسانید.

فرزاد در این مقطع برای ادای دین نسبت به انقلاب اسلامی و همچنین بیرون راندن دشمن متجاوز،خود رابرای خدمت سربازی معرفی و پس از طی دوره آموزش در نیروی زمینی ارتش (لشکر...) سازماندهی و به جبهه‌های نبرد اعزام گردید. وی پس از ماهها خدمت صادقانه و ابراز لیاقت و شهامت، آبانماه 1362 در جبهه‌ی پنجوین عراق هدف اصابت ترکش توپ دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید.

اداي دين به شهداء

 پسرم عقیده داشت باید به خدمت برود و پس از پایان خدمتکاری را شروع کند. می‌گفت تا کی سرباز شما باشم؟ بنده خودم ارتشی بودم بنابراین پسرم نیز با همان روحیه خودم بار آمده بود. به انقلاب اسلامی ایران عقیده داشت. و نه تنها خاک میهن اسلامی در خطر اشغال توسط دشمن بود، پایه‌های انقلاب اسلامی ما که حاصل خون شهدا بود، تهدید می‌شد و فرزاد تصمیم گرفته بود خدمت سربازی برود و دین خود را نسبت به خون شهداء عزیز ادا نماید. هرچند احساسات پدرانه به نحوی مانع می‌شد و برای جگر گوشه‌ام در آن شرایط احساس خطر می‌کردم، اما به این احساسات غلیه کردم و خیلی زود با خواسته فرزندم موافقت کردم. تقریباً دو سال خدمت‌اش را در عملیاتهای نظامی بود. چند روزی به پایان خدمت وی نمانده بود. فرزاد تصمیم می‌گیرد به خط مقدم برود. حتی فرمانده‌اش گفته بود چند روزی خدمت مانده و لازم نیست خط اول بروی. اما فرزاد می‌گوید: نمی‌توانم دوستانم و همرزمانم را خط مقدم تنها بگذارم. می‌خواهم نزد آنها باشم. بعد اسلحه‌اش را بر میدارد و پشت یکی از ماشینهایی که به خط می‌رفت سوار می‌شود. آنجا که می‌رسد داخل سنگر یکی از دوستانش می‌َشود. همان شب سنگر آنها هدف اصابت موشک کاتیوشا قرار گرفته و فرزاد و چند همرزم دیگرش به شهادت می‌رسند.

از خاطرات آقای عیسی یغموری- پدر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار