خاطره
چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۷
مرد همسایه قبول کرد و به همین ترتیب عمل کرد و دعای خیرش را بدرقه راه عباس کرد.
نويد شاهد كردستان:

شهید معظم: عباس پیری

فرزند: رحمان

ولادت: 1332/2/1

محل ولادت: روستای آویهنگ سنندج

شغل: کشاورز

تاریخ شهادت: 1362/8/8

محل شهادت: روستای گوریچه مریوان

نحوه شهادت: اسارت توسط ضدانقلاب و تیرباران

محل دفن: گلزار شهداء بهشت محمدی

 عباس پیری- فرزند رحمان و منیجه، در روستای آویهنگ سنندج چشم به جهان گشود. پدر و مادرش با درآمد اندک کشاورزی در آن دوران امرار معاش می‌کردند.

بدلیل نبود امکانات تحصیلی و آموزش و همچنین ضعف قوه مالی خانواده، از نعمت یادگیری سواد محروم ماند و از همان کودکی به انجام کارهای سخت روستا پرداخت.

در سال 1356 ازدواج نمود که حاصل آن سه فرزند دختر است.

با پیروزی انقلاب اسلامی و فروریختن کاخ ظلم، دریافت که حکومت نوپای اسلامی متعلق به مستضعفان و محرومان است و باید در برابر هجوم ضدانقلاب و عوامل استکبار از آن دفاع نمود. بنابراین در حد توان و آگاهی خود، در برابر دشمنان انقلاب و نظام اسلامی موضع گرفت. آبانماه 1362 در روستای زادگاهش توسط ضدانقلاب دستگیر و پس از تحمل شکنجه‌های جسمی و روحی تیرباران و به کاروان سرخ شهادت پیوست.

مشاركت درامرخير 

 خداوند به ما سه دختر عطا کرده بود. پدرشان آنها را خیلی دوست داشت. یک روز عباس به خانه برگشت، دیدم ساکت و در فکر است. دلیل را پرسیدم. گفت: فلان همسایه میخواهد دخترش را شوهر بدهد اما توان مالی ندارد حتی چند تکه وسایل برایش بخرد. روز بعد عباس به تکاپو افتاد. به هر کس می‌رسید کمک می‌خواست. از مساجد دیگر کمک می‌گرفت و حتی از موسسه‌های خیریه هم درخواست کمک کرده مبلغ خوبی جمع شد. چند شب بعد با هم به منزل این همسایه رفتم. عباس پول را گذاشت. اما پدر خانواده قبول نمی‌کرد. عباس برایش توضیح داد که جریان پول چیست؟ بعد برای اینکه این همسایه راحت باشد گفت: خیلی خوب. شما می‌توانی در ماه مبلغی به عنوان کمک به مسجد خودمان پرداخت کنی تا هر وقت که این پول را پرداختی. مرد همسایه قبول کرد و به همین ترتیب عمل کرد و دعای خیرش را بدرقه راه عباس کرد.

از خاطرات خانم طلیعه خدایاری- همسر شهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده