قسمش دادم امادر جواب گفت : مادربه خدا تازمانی که دینم را نسبت به اسلام و وطن ادانکنم آرام نخواهم شد...
نويد شاهد كردستان:


زندگینامه شهيدعلی تابا

پیشمرگ مسلمان کرد شهید علی تابا در مورخه 1/1/1340 در روستای وله ژیر از توابع شهرستان مریوان میان خانواده ای متدین و دیندار متولد شد . هنوز دوران کودکی راپشت سر نگذاشته بود که پدرش محمدسعیدرادر سال 1356 ازداست وازسایه سار محبت پدر محروم گردید.علی تحت سرپرستیمادرش عادله راهی مدرسه شد وتا پایان دوره راهنمایی تحصیل کرد. سپس به دلیل عدم بضاعت مالی و فقدان پدر مدرسه را رها کرد تا شاید بتواند با کشاورزی و دامداری مخارج خانواده اش را تأمین کند.

علی تابا از جوانان فعال و مؤمن وعلاقه مند به امور مذهبی و مقید به انجام فرائض اسلامی بود.با آغاز خیزش عمومی مردم مسلمان ایران به رهبری امام راحل چون قطره ای به دریای امت پیوستوبه ادای تکلیف نسبت به انقلاب اسلامی پرداخت وباورهای ناروای ضدانقلاب را نقد و چالش کشاند.

باتشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کرد درتاریخ 23/4/1358 به صف پولادین رزمندگان اسلام پیوست وبه جنگ بی باوران رفت.

هنگام تهاجم ضدانقلابیون مزدور به شهر مریوان همراه با مسلمانان مؤمن به حراست، از شهر پرداخت.سرانجام در تاریخ 8/8/1358 دریک اقدام ناجوانمردانه هنگام درگیری باضدانقلاب هدف گلوله ی عناد و نفاق قرارگرفت و آسمانی شد و پیکر مطهرش را در مریوان تشییع و به خاک سپردند.

نگهبانی

اواخریکی ازروزهابود که علی به منزل آمد ویک دفعه سراغ شناسنامه اش رفت آن رابرداشت ظاهرا برای نگهبانی سطح شهر ازجوانان بسیج درخواست همکاری کرده بودند. گفتم : مادرجان شناسنامه ات راکجامی بری گفت : برای کاری لازمش دارم من خوب می دانستم که آن زمان اوضاع شهربه خاطروجود گروهکهای ضدانقلاب مناسب نبودو هرکس نگهبان باشد قطعا جان سالمی نخواهد داشت . خواستم مانعش شوم اماقبول نکرد . قسمش دادم امادر جواب گفت : مادربه خدا تازمانی که دینم را نسبت به اسلام و وطن ادانکنم آرام نخواهم شد ته دلم احساس کردم که دیگر اورانخواهم دید هرکاری کردم که پشیمان شود فایده ای نداشت وتلاشهای من بی ثمر شداوتصمیم خودراگرفته بودوهیچ کس نمی توانست مانع انجام کارش شودساعت حدود 8شب بود هنوزمنتظر بودیم که بیاید وباهم شام بخوریم که خبر شهادت اورابرایمان آوردند علی بعد ازخداحافظی بامن به سطح شهر رفت ودردرگیری باگروهکهای ضدانقلاب به شهادت رسیده بود.1

1-به نقل ازخانم عادله تازیک مادرشهید


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده