خاطره
سه‌شنبه, ۰۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۴۰
پس از پیروزی انقلاب و شروع غائله کردستان توسط ضدانقلاب به عنوان پیشمرگ مسلمان به سپاه پاسدارن پیوست تا با دشمنان اسلام بجنگد...
نويد شاهد كردستان:


شهید معظم فایق عبدی

فرزند: عبدالله

ولادت: ۵ ̷ ۱۲ ̷ ۱۳۳۳

محل ولادت: روستای آویهنگ سنندج

شغل: پیشمرگ مسلمان کرد

تاریخ شهادت: ۲۴ ̷ ۷ ̷ ۱۳۶۲

محل شهادت: منطقه روستای آویهنگ سنندج

نحوۀ شهادت: درگیری با ضدانقلاب- اصابت گلوله

محل دفن: روستای آویهنگ سنندج

در خانه ساده و روستایی عبدالله و عایشه در روستای آویهنگ سنندج به دنیا آمد.

كودكي اش در نداری گذشت. وی نیز همچون اکثریت هم سن و سالانش از آموختن دانش و سواد بهره ای نبرد و سهم او از زندگی فقط کار و زحمت در کشاورزی و کارگری بود.

در جوانی ازدواج کرد که حاصل آن یک فرزند دختر است. پس از پیروزی انقلاب و شروع غائله کردستان توسط ضدانقلاب به عنوان پیشمرگ مسلمان به سپاه پاسدارن پیوست تا با دشمنان اسلام بجنگد. در عملیات های پاکسازی منطقه از لوث وجود ضدانقلاب شرکت نمود و سرانجام مهرماه ۱۳۶۲ در درگیری با ضدانقلاب درروستای آویهنگ سنندج و اصابت گلوله به شهادت رسید.

افتخار به پدر

سن و سالم زیاد نبود که پدرم پیشمرگ مسلمان شد. همیشه دلهره داشتیم اتفاقی نیفتد. آن روز من در مزرعه بودم. هنگام برگشتن از دور دیدم جمعیت زیادی جلوی خانۀ ما ایستاده اند. با دویدن به خانه رسیدم. صدای گریه و شیون    می آمد. کسی دستم را گرفت و گفت نترس پدرت مجروح شده و در بیمارستان است. اما صدای ضجه و نالۀ مادرم چیز دیگری بیان می کرد. مادرم بر سرو روی خودش می زد. با گریه و زاری خودم را به آغوش مادرم انداختم غروب بود که سرو صدای جمعیت در بیرون از خانه به گوشم رسید. بیرون دویدم. پیکر مطهر پدرم را آورده بودند که ضدانقلاب او را به شهادت رسانده بود . من را یتیم کرده بودند. پدرم را به خاک سپردند. آن وقت ها بابای بچه های هم سن و سال خودم را می دیدم، غصه می خوردم که چرا پدرم این قدر زود ما را تنها گذاشت اما حالا می دانم اگر پدر من و پدر های دیگر نمی رفتند امروز امنیت و آسایش وجود نداشت. به پدرم افتخار می کنم.

از خاطرات خانم پروین عبدی، فرزند شهید
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده