ادب و بزرگمنشی جمال تنها محدود به محیط خانوادگی او نبود و شهید جبرییلی نسبت به همه همینگونه رفتار میکرد و در یاری رساندن به همسایه گان و مستمندان بسیار کوشا بود...
نويد شاهد كردستان:


شهید معظمجمال جبرئیلی

شهید معظم جمال جبرئیلی در تاریخ هفتم بهمن ماه سال یکهزارو سیصد و سی و سه در روستای قزل آغاج از توابع بخش چنگ الماس شهرستان بیجار ،در خانواده ای مومن و مذهبی پا به عرصه ی هستی گذاشت . پدرش محمد علی و مادرش آغچه نام داشت . او دوران کودکی خود را در دامان این خانواده ی ساده و ولایت مدار سپری کرد زمانی که به سن هفت سالگی رسید قدم در راه علم آموزی نهاد اما به خاطر مشکلاتی که وجود داشت ناچار شد به یادگیری خواندن و نوشتن اکتفا کند

شهید جبرئیلی پس از ترک تحصیل به کمک پدرش در کارهای کشاورزی شتافت واین کار آرام آرام به شغل و پیشه ی او تبدیل شد . زمانی که دوران نوجوانی این دوستدار اهل بیت سپری شد و پا به سن جوانی گذاشت خانواده ای گرانقدرش برای فرزند لایق و برومندشان همسری مناسب و شایسته برگزیدند ثمره ی این ازدواج یک پسر و سه دختر بود

اطرافیان جمال مهم ترین ویژگی او را ادب و اخلاق حسنه اش میدانستند شهید جبرئیلی احترام خاصی برای پدر و مادرش قائل بود و هیچوقت والدینش از او بی ادبی ، بد قولی و یا گستاخی ندیدند اماباید گفت ادب و بزرگمنشی جمال تنها محدود به محیط خانوادگی او نبود و شهید جبرییلی نسبت به همه همینگونه رفتار میکرد و در یاری رساندن به همسایه گان و مستمندان بسیار کوشا بود او با وجود سطح سواد کمی که داشت هیچگاه در انجام واجبات دینی کوتاهی نمیکرد شاید دلیل این رفتار و کردار پسندیده ی او ریشه در این اعتقاداتش داشت که همواره میگفت انسان یک روز متولد میشود و یک روز از دنیا میرود پس بکوشید تا در زندگی اعمالی انجام دهید که بعد از مردن و ترک این دنیا نام نیکی از شما بر جای بماند و در آخرت هم در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی رو سفید باشید این شهید بزرگوار و فهمیده همین مسأله را در وصیت نامه ی خویش نیز ذکر کرده است . زندگی آرام خانواده ی جبرئیلی در حال سپری شدن بود که دفاع مقدس به اوج خود رسید جمال که همواره عاشق میهن و اسلام بود برای دفاع و حراست از کشور و ارزش های مسلمانان به عضویت سپاه پاسداران درآمد ، جایی که علاقه ی زیادی هم به آن داشت ، چون در آن جا بود که با پوشیدن لباس عشق و در دست داشتن سلاح می توانست از کیان وطن دفاع کند. سرانجام این پاسدار میهن در مأموریتی که برای رویارویی با گروهکهای ضد انقلاب اعزام گردیده بود در تاریخ شانزدهم خرداد سال یکهزارو سیصد و شصت و سه در درگیری ای که در روستای دوزخ دره  دیواندره روی داد بر اثر انفجار مین به فیض عظمای شهادت نائل گردید و در روستای کهریز از توابع شهرستان بیجار به خاک سپرده شد .


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده